قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2056

تاريخ الفي ( فارسى )

رساند . و چون آن هيزم به شهر رسانيده هرچند التماس نمود و مال بسيار قبول كرد كه بدر از سر سياست او درگذرد فايده نداد ؛ فرمود تا از براى عبرت سپاه او را سياست كنند . آخر از گذشتن او درگذشت ، امّا دستش را بريدند . و در خيرات سعى تمام داشت ، چنانچه در تاريخ ابن كثير شامى آورده ، و العهدة على الرّاوى ، كه بدر هر هفته ده هزار درم بر فقرا و يتيمان قسمت مىكرد و به هيچ وجه از اين عمل تخلّف ننمودى . و در هرماهى بيست هزار درم ديگر به فقرا و صرف تكفين و تدفين آنها نمودى . و هر سال هزار دينار به بيست كس دادى كه از قبل مادر و پدر او و امير عضد الدّوله ديلمى حجّ گزاردى ؛ چه ، امير عضد الدّوله او را به مرتبهء امارت رسانيده و او بعد از فوت عضد الدّوله زياده از بيست سال حكومت داشت و حقوق او را در اين مدّت فراموش نكرده بود و هر ساله جهت او حجّ مىخريد و انواع خيرات از براى او مىكرد . و هر سال سه هزار دينار از براى نعل اسبان و ساير ضروريات راه آن جماعتى ، كه از همدان به نجف تردّد مىكردند ، مقرّر ساخته بودند و مبلغ صد هزار دينار هر ساله به حرمين مىفرستاد كه بر ساكنان آنجا قسمت نمايند و اصلاح چاهها و عمارتها مىنموده باشند . و در ايّام دولت خود غير از سراى و حمّام ، زياده از دو هزار مسجد بنا كرده بود و در طويلهء خود هميشه بيست هزار اسب عراقى به نيّت غزا نگاه مىداشت . بعد از فوت او چهارده هزار و چهل و پنج بدره زر ، كه هر بدره ده هزار دينار داشت ، از وى بماند ؛ و الحال قبر او در نجف امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، است « 1 » . و در اين سال ، الحاكم باللّه علوى در مصر و ساير ولايت در باب منع زنان از خانه بيرون آمدن مبالغهء بسيار داشت تا به حدّى كه از حمّام رفتن ايشان را منع مىكرد و كفشدوزان را از كفش زنان دوختن منع نمود و به واسطه اين ، بسيارى از زنان را به قتل رسانيد و [ سقف ] حمام را بر [ سر ] ايشان انداخت و همهء زنانى كه در حمّام بودند هلاك گشتند و پيره‌زنان را به خانه‌هاى مردم مىفرستاد كه از احوال زنان خبر يافته به او مىرسانيدند . القصّه ، كار به جايى رسيد كه اهل فسق و عشق به تنگ آمدند ، امّا چاره‌اى نداشتند . و از عجايب امور آنكه در اين زمان كه حاكم در باب بيرون آمدن اين طايفه اين قدر مبالغه داشت زنى از خانهء خود بيرون آمده پيش قاضى مصر گريه‌وزارى آغاز نموده گفت : اى قاضى مسلمانان ، مرا غير از يك برادر هيچ خويش و قرابتى نيست و الحال مدّتى است كه آن برادر بيمار صعب است و كارش به جايى رسيده كه امروز و فردا از هم مىگذرد و من

--> ( 1 ) . امر تغسيل و تكفين بدر را حسين بن مسعود كردى ، كه بدر را در كوسجه حصارى كرده بود انجام داد ؛ - منبع پيشين .