قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2053

تاريخ الفي ( فارسى )

ظاهر شده روى به هزيمت نهادند . اهل اسلام تعاقب ايشان نموده اكثر ايشان را به صحراى عدم فرستادند و چندان غنايم به دست اهل اسلام افتاد كه محاسب وهم از احصاى عشر عشير آن « 1 » به عجز معترف بود . سلطان محمود بعد از فتح فرمود كه بتخانهء عظيم [ ى ] را كه در آن نواحى بود شكسته به جاى او مسجدى بنا كنند . چون به آن بتخانه رسيدند نوشته‌اى يافتند كه مدّت چهل هزار سال است كه اين بتخانه را بنا كرده‌اند . سلطان محمود اين معنى را از علماى مجلس خود استفسار نمود . همه بر كذب آن نوشته و حمق اهل آن ديار گواهى داده گفتند كه : اين جماعت به شآمت اين دروغهاست كه با وجود اين كثرت ، از جماعت قليل ، كه به صفت صدق و حقيقت آراسته‌اند ، اينچنين مستهلك و مستأصل مىشوند « 2 » . و چون لشكر اسلام به آن غنايم نامحدود و نفايس نامعدود مراجعت نموده به غزنين آمدند سواد سپاه اهل اسلام در ميان سياهان هند ناپديد گشت ؛ چه ، هر يكى از آحاد الناس لشكر يمين الدّوله مالك صد و دويست و سيصد ، بلكه زياده برده شده بودند « 3 » . چون يمين الدّوله ، سلطان محمود ، اين فتح نموده به غزنين آمد مكتوبى به خليفه عباسى ، القادر باللّه ، نوشت كه : « چون اكثر بلاد خراسان به ما تعلّق دارد ، التماس آن است كه آنچه از بعضى بلاد خراسان در تصرّف عمّال ايشان است به عمّال ما گذارند و عمّال خود را طلب دارند . » خليفه التماس او را اجابت نموده آنچه از ولايت خراسان در تصرّف او بود همه را به تصرّف عمّال يمين الدّوله گذاشت « 4 » . و از جمله وقايع اين سال آنكه بنى خفاجه كه قبيله‌اى از قبايل عرب است جمعيت نموده بر كوفه و نواحى آن ريختند . نايب كوفه در اين وقت ابو الحسن بن مزيد بود . چون بر اين حال اطلاع يافت لشكرى آراسته متوجّه دفع ابن خفاجه شد . بعد از تلاقى فريقين جمعى كثير از بنى خفاجه به قتل رسيد و محمّد بن ثمال ، كه بزرگ آن طايفه بود ، با جمعى كثير ديگر از اعيان آن قبيله اسير و دستگير ابو الحسن شدند .

--> ( 1 ) . احصاى عشر عشير آن : شمارش يك دهم آن . - و . ( 2 ) . عتبى مىنويسد : « . . . علماى شريعت و حكماى هر امّت متفق‌اند كه مدّت عمر عالم بيش از هفت هزار سال نيست . . . و نصّ قرآن مجيد بدان شاهد . . . » ؛ - جرفاذقانى ، ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 334 . ( 3 ) . كثرت برده به حدّى رسيد كه هر جمّال و حمّال و كنّاس و نخّاس خواجه شد و خداوند بندهء بسيار و بردهء بىشمار گشت ؛ - منبع پيشين ، ص 335 . ( 4 ) . و به لقب « نظام الدّين » ملّقب گردانيد ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 15 ، ص 350 .