قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2051
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و نود و چهارم از رحلت خير البشر و در سال سيصد و نود و چهارم از رحلت خير البشر ، خليفه ، القادر باللّه عباسى ، مجلسى عظيم آراسته و خود با شوكت و ابهّت بر سر كرسى خلافت قرار گرفته و امرا و حجّاب « 1 » هر يكى در مراتب خود قرار گرفتند . و در اين روز سلطان الدّولة بن بهاء الدّوله را چنانچه عادت ايشان بود هفت خلعت پادشاهانه پوشانده و عمامهء سياه با شمشير و تاج مرصّع و دو سوار و يك طوق مرصّع و دو لوا به او ارزانى داشت و بعد از آن خادم را فرمود كه : اين شمشير را در كمر او بند كه از براى او و اولاد او اين شرف باقى خواهد ماند و به اين شمشير مشرق و مغرب زمين را مسخّر خواهد گردانيد . و از جمله وقايع اين سال آنكه يمين الدّوله ، سلطان محمود ، از غزنين با لشكرى گردون شكوه متوجّه ديار هندوستان شد « 2 » . راى بزرگ هند « 3 » ، كه در اقصى آن ولايت مىبود ، چون خبر توجّه يمين الدّوله را به جانب ولايت خود شنيد در صدد استعداد و آراستگى حرب شده به اطراف و جوانب ممالك خود مسرعان فرستاد تا لشكريان جمع شوند . چون يمين الدّوله نزديك به ولايت او رسيد او نيز با لشكرى انبوه بيرون آمده در برابر روى يمين الدّوله فرود آمد . روز ديگر يمين الدّوله صفآرايى نموده ميمنه را به امير نصر سپرد و ميسره را به ارسلان
--> ( 1 ) . حجّاب : جمع حاجب ، پردهداران . - و . ( 2 ) . مراد فتح قلعهء ناردين است ؛ - ترجمهء تاريخ يمينى . اين قلعه در زين الأخبار ( ص 181 ) به صورت « نندنه » ضبط شده است و محشى آن اضافه كرده : « قلعهء نندنه همان است كه خواجه عبد الرزّاق پسر خواجه احمد ميمندى در آن موقوف بود و در سنهء چهار صد و بيست و چهار هجرى رها شد . » ؛ - تاريخ بيهقى ، 149 . اين قلعه غالبا در ميانوالى پنجاب واقع بود كه كوه جودى هم در آنجاست ؛ - طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 497 . ( 3 ) . وى « تروجنپال » نام داشت .