قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2047

تاريخ الفي ( فارسى )

خواهد بود . بعد از آن حكم شد كه شار را از براى تأديب و عبرت ديگران چند تازيانه بزدند و در مجلسى بازداشتند « 1 » ، امّا حكم شد كه از ضروريات آنچه شار خواهد از او دريغ ندارند و ما يحتاج او را بر وجهى كه نداند كه يمين الدّوله به آن اطلاع دارد به او مىرسانيده باشند . و شار التماس نمود كه يكى از غلامان او را كه منظور نظر او بود رخصت دهند كه خدمت او مىكرده باشند . سلطان فرمود در آن باب نيز با او مضايقه نكنند و آن غلام را در ملازمت او گذارند . بعد از آن يمين الدّوله ، شار ابو نصر را از هرات طلبيده به عواطف خسروانه سرافراز گردانيد و ضياع و عقارى كه در غرجستان « 2 » داشتند از ايشان بخريد و بهاى آن زر نقد تسليم ايشان نمود تا در مصالح خويش صرف نمايند . و خواجه حسن بيجندى ، شار ابو نصر را در ظلّ حمايت خود جاى داد تا در سنهء ستّ و اربعماية [ 406 ] هجرى وفات يافت .

--> ( 1 ) . وى را در شهر مستنگ يا مستنج واقع در بلوچستان محبوس كردند ؛ - گرديزى ، حاشيه زين الأخبار ، ص 180 . ( 2 ) . واقع در ناحيهء غرش ؛ - جزفاذقانى ، ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 331 .