قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2040
تاريخ الفي ( فارسى )
نشود هرگز قدم از خانه بيرون ننهم . و از جمله وقايع اين سال خصومت ايلك خان با برادرش طغان خان بود . تفصيل اين مجمل آنكه چون ايلك خان از معركهء جنگ از دست سلطان محمود گريخته به تركستان رفت ، يمين الدّوله جاسوسان متعاقب به آن ولايت فرستاد كه از كماهى « 1 » حالات ايلك خان و برادرش طغان خان استفسار نموده به پايهء سرير معروض دارند . جاسوسان به آن ولايت رفته معروض داشتند كه طغان خان بر جادهء متابعت و مصادقت سلطان ثابتقدم است و بر جرأت و جسارت برادر خود انكار بليغ مىنمايد . در اين اثنا ، طغان خان رسولان فرستاده پيغام داد كه : من در اخلاص و يگانگى ثابتقدمم ؛ و از حركات نالايق برادر عذرخواهى نموده معروض داشت كه : بر رأى جهانآراى بندگان سلطانى محجوب و مستور مىنمايد كه من با برادر در اين امر همداستان نبودهام و هميشه او را از اقدام بر امثال اين حركات نالايق منع مىنمودم . غايتش او به غرور خود سخنان نصيحتآميز مرا بر غرض حمل مىنمود و بر آن عمل نمىكرد . و چون ايلك خان نفاق برادر به خويش و وفاق او را نسبت به سلطان محمود مشاهده نمود با خود قرار داد كه اول ، مادهء فتنهء برادر را كه دشمن خانگى است بر طرف گرداند ، بعد از آن متوجّه مهمّ سلطان محمود گردد . بنابراين ، لشكر ماوراء النهر و تركستان را جمع نموده روى به ولايت برادر نهاد « 2 » . چون از اوزگند بگذشت ، راهها به واسطهء كثرت برف بسته بود ؛ بالضّروره بازگشت . و در اوايل ربيع با لشكرى انبوه متوجّه آن جانب شد . طغا خان از توجّه ايلك خان خبر يافته رسولان پيش سلطان محمود فرستاد . ايلك خان نيز جماعتى را پيش سلطان محمود فرستاده ملايمت بسيار نمود ؛ و غرضش آن بود كه سلطان محمود به طغا خان امداد و اعانت ننمايد . [ 241 ب ] چون رسولان هر دو برادر به غزنين رسيدند سلطان محمود فرمود تا مجلسى آراستند كه در هيچ قرنى كسان مثل آن مجلس نشان نمىدادند . كيفيّت آن مجلس در روضة الصّفا چنين آورده كه در موضعى كه تختگاه سلطان محمود بود به موجب فرموده ، دو هزار غلام از قبايل ترك با جامههاى ملوّن در برابر هم صف كشيده بر پاى ايستادند و پيشتر از اين غلامان ، جمعى خوّاص و مقرّبان با قباهاى رومى و كمرهاى زرّين مرصّع به جواهر قيمتى و شمشيرهاى هندى در غلافهاى زرّين همه مرصّع به درّ ثمين بر كمر نهاده نزديك مجلس ايستادند و چهل زنجير فيل را آراسته با جلهاى مصوّر و اسلحهء نفيسه در برابر مجلس بازداشتند و عامّهء سپاه ، همه
--> ( 1 ) . كماهى : چنان كه او بود . - و . ( 2 ) . ولايت طغان خان قراخانى ، كاشمر بود . وى از لحاظ سن بزرگتر از ايلك نصر خان بود ، حتّى در زمان حيات ايلك نصر خان نيز اسما رئيس خاندان قراخانى بود . گرديزى در داستان تسخير ماوراء النهر نصر را « برادر خان » مىخواند ؛ - بارتولد ، تركستاننامه ، ج 1 ، ص 583 .