قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2029

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال سيصد و هشتاد و هشتم از رحلت خير البشر و در اوايل سال سيصد و هشتاد و هشتم از رحلت سيّد البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، به آن ديار رسيد . آن متمرّد به مجرّد شنيدن توجّه سلطانى سر خود گرفته به اقصى بلاد هند رفت و سلطان محمود باز آن ولايت را در حوزهء تصرّف خود درآورده عمّال و گماشتگان خود را جابه‌جا تعيين نمود . و در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه در اين سال شخصى كه مشهور به لقب « ابو ركوه » « 1 » بود و نامش وليد بود از اولاد هشام بن عبد الملك اموى ، بر الحاكم باللّه علوى خروج كرد . اين شخص در اوايل حال در طلب علم مسافرت مىنمود و هميشه « ركوه » ، يعنى گرد تراب ، همراه مىداشت ، بنابراين او را ابو ركوه گفتندى . بعد از چندگاه كه در ديار مصر به تصحيح حديث مشهور بود به مكّه رفت و از مكّه به يمن انتقال نمود . در اثناى اين مسافرتها همه جا با مردمى كه هواخواه بنى اميّه مىبودند گفت : عن قريب است كه شخصى از بنى اميّه پيدا شود كه دولت ايشان را برپاى دارد و بعد از آن از شام باز به مصر آمد و به تعليم اطفال در بعضى از قبايل و احشام آن ديار مشغول گشت ، و در زهد و عبادت كمال سعى مىورزيد و گاهگاهى از روى فراست در ميان اعراب چيزها مىگفت كه ايشان حمل بر غيب‌دانى و كرامت او مىنمودند ، بنابراين مردم آن قبيله تمامى در مقام اطاعت و انقياد او شده سخن او را حجّت مىدانستند . چون مردم آن قبيله را مطيع و منقاد خود گردانيد ايشان را به بيعت خود دعوت نمود و گفت : آن كسى كه من وعده كرده‌ام كه تجديد دولت بنى اميّه خواهد كرد منم و آن قبيله به تمامى به بيعت او درآمدند و او خود را به

--> ( 1 ) . الكامل : ابو زكات .