قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2026
تاريخ الفي ( فارسى )
ابو عبد اللّه طايى سپرد ، و ميمنه را به التون تاش ، حاجب ، حواله فرمود ، و ميسره را به ارسلان جاذب ، و قلب لشكر را به پانصد پيل مست استوار ساخت . و از آن جانب ايلك خان خود در قلب لشكر بايستاد و قدر خان « 1 » ختن را در ميمنه معيّن ساخته و جعفر تگين را در ميسره . القصّه ، هر دو لشكر مانند دو بحر زيبق روى به يكديگر آورده از صهيل اسبان گوش گردون را كر ساختند و از غبار سم مراكب سپهر تيره شد . و بعد از ساعتى كه آتش جدال و نيران قتال اشتعال گرفت ، از بسيارى كشتگان درياهاى خون در آن صحرا و بيابان روان گشت . ايلك خان با پانصد غلام تيرانداز كه به نوك تير موى مىشكافتند ، از صف خود پيش آورده فرمود تا ايشان به تيراندازى درآمده ، قصر حيات بسى از شيران لشكر سلطان محمود را به زخم پيكان جانستان منهدم ساختند . چون يمين الدّوله سلطان محمود شدّت افواج تركان و داروگير ايشان را مشاهده نمود روى به درگاه پادشاه بىنياز آورده به پشتهاى درآمده جبين نياز و سؤال از روى تضرّع و ابتهال بر خاك نهاده « 2 » از حضرت پروردگار كارساز ظفر و نصرت مسئلت نمود و نذر و صدقات بر خود واجب گردانيده اعتماد بر كرم نامتناهى الهى كرده بر پيل كوهپيكر سوار شده بر قلب لشكر ايلك خان حمله آورد . اتّفاقا ، از عنايات الهى اوّلبار فيل سلطان محمود علمدار ايلك خان را به خرطوم پيچيده بر هوا انداخت . بعد از آن روى به صف تركان نهاده خلقى بىشمار را به عرصهء هلاك رسانيد . در اين وقت دليران لشكر سلطان محمود از چپ و راست درآمده به ضرب تيغ بىدريغ و طعن سنان حمانستان دمار از روزگار تركان برآوردند تا آنكه كار به جايى رسيد كه ايلك خان و قدر خان از زندگانى خود مأيوس گشتند و به هزار حيله روى به گريز نهاده برقوار از ميان به در رفتند . سلطان محمود غنايم بسيار به دست آورده از روى اطمينان خاطر آن شب در آنجا قرار گرفت . اين واقعه در اواخر سال مذكور روى نمود « 3 » . و در تاريخ يمينى مسطور است كه يمين الدّوله سلطان محمود بعد از هزيمت دادن ايلك خان ، عازم شد كه او را تعاقب نموده به دست آورد ، و چون فصل زمستان بود و در آن حدود سرما زياده از آن است كه جمهور لشكر سلطان تاب آن داشته
--> ( 1 ) . بارتولد وى را « قدر خان يوسف » ضبط كرده ؛ - تركستاننامه ، ج 1 ، ص 581 ؛ و در حاشيهء آن آمده : « كلمهء قدر در لقب قدر خان عربى نبوده بلكه صفتى است تركى . » ( 2 ) . عتبى مىنويسد : « . . . و در حضرت بارى تعالى به تكفير يمين و تعفير جبين بايستاد و دست در دامن عنايت ازلى زد . » ؛ - ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 286 . ( 3 ) . گرديزى تاريخ دقيق اين واقعه را روز يكشنبه بيست و دوّم ربيع الاخر سال سيصد و نود و هشت هجرى قمرى ذكر كرده ؛ - زين الأخبار ، ص 179 ؛ خوافى ، مجمل فصيحى ، ج 2 ، ص 112 . و در ترجمهء تاريخ يمينى ( ص 287 ) و الكامل ( ج 15 ، ص 301 ) تاريخ اين فتح سال سيصد و نود و هفت هجرى قمرى ذكر شده . اين پيروزى محمود ، خانان ماوراء النهر را تا مدّتها از فكر هرگونه تجديد قوا و تعرّض به قلمرو غزنويان منصرف ساخت . عتبى قصايد سلّامى و ابو القاسم حسن بن عبد اللّه مستوفى را در مدح سلطان محمود آورده است .