قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2010
تاريخ الفي ( فارسى )
بعد از ارسال اين نامه ، منتصر خود از ترس تركان غز كوچ كرده به جانب مرو رفت و از ابو جعفر خواهرزادهء سلطان محمود كه در آن وقت از قبل او والى آنجا مىبود ، كس فرستاده به ساز و سلاح اعانت طلبيد . ابو جعفر با اينكه در دولت آل سامان پرورش يافته و از مرتبهء اراذلى به منصب امارت رسيده امّا در اين وقت جوهر رزالت خود را كار فرمود ، دست ردّ بر سينهء ملتمس منتصر نهاد « 1 » و به آن اكتفا ننموده لشكر خود را آراسته از شهر بيرون آمده در مقابلهء منتصر صف كشيد « 2 » . خواص منتصر از اين معنى متوّحش گشته به يك حملهء مردانه ايشان را همچو بنات النعش متفرّق ساختند و منتصر راه ابيورد پيش گرفت . و سلطان محمود در قبول پيغام و اكرام رسول او آثار كرم و لطف به ظهور رسانيده تحفهاى لايق به جهت او فرستاده به ابو جعفر خواهرزادهء خود مثالى نوشت كه : « بايد كه در التزام خدمت و استرضاى خاطر منتصر دقيقهاى از دقايق خدمت فرو گذاشته نشود . » ابو جعفر به مجرّد رسيدن اين مثال از روى اضطرار در ساعت متوجّه ملازمت منتصر شده در وظايف خدمتكارى و مهماندارى آثار جميله به ظهور رسانيد . ابو نصر حاجب كه از امراى سلطان محمود در ابيورد مىبود ، چون منتصر به آن حدود رسيد وظيفهء مهماندارى به تقديم رسانيده و اهالى آن ديار بر وى انكار نموده از اقامت منتصر در آن ديار محترز گشتند و به خوارزمشاه نامهاى نوشته از وى در دفع منتصر مدد خواستند . خوارزمشاه ، ابو الفضل را كه از مشاهير امراى او بود ، به مدد ايشان فرستاد تا آنكه ايشان به اتّفاق يكديگر در شب تار بر اردوى منتصر ريخته تمامى شب هر دو طايفه دست به تيغ و خنجر كرده يكديگر را مدافعه مىنمودند . چون طباشير صبح دميدن گرفت اكثر مردم هر دو طايفه را مقتول يافتند ؛ از آن جمله از انصار منتصر ، ابو نصر را كشته يافتند . منتصر با جمعى معدود به اسفراين رفت . مردم آن قصبه چون خبر آمدن او را به آن حدود شنيدند مستعدّ جنگ گشته از شهر بيرون آمدند . منتصر بىچاره بر حقيقت حال اطلاع يافته عنان عزيمت از آن صوب منعطف داشته به جانب سرخس رفت و در آنجا چند روز توقّف نمود ، تا آنكه گريختگان معركهء قتال و جدال به او ملحقّ گشتند . آنگاه از آب
--> - ذكر كرده است : از ديده كه نقش تو نمودم تو بهى * وز دل كه فرو گذاشت زو دم تو بهى وز جان كه نداشت هيچ سودم تو بهى * ديدم همه را و آزمودم تو بهى ( 1 ) . به قول ابو شرف جرفاذقانى : « او يكى بود از جملهء اراذل و انذال كه در ايّام دولت آل سامان به دولت رسيده بود و از دنيا حظّى يافته ، لؤم طبيعت و دناءت همّت و خساست ابوت . . . بود . » - ترجمهء تاريخ يمينى ، ص 194 . ( 2 ) . محلى كه ابو جعفر در مقابل منتصر صفآرايى كرد كشميهن بود ؛ - گرديزى ، زين الأخبار ، ص 176 . كشميهن شهركى بود از اعمال مرو ؛ - حدود العالم .