قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1969
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و هفتاد و دويّم از رحلت خير البشر در اين سال ، سپاه بهاء الدّوله به واسطهء استيلاى ابو الحسن بن معلّم بر امور ملكى ، بر وى شوريدند ، تا آنكه مهّم به آنجا رسيد كه بهاء الدّوله ابن معلّم را بالضّروره به ايشان سپرد و ايشان در ساعت او را به سياست تمام به قتل رسانيدند . و از جمله وقايع اين سال آنكه ابو الفتوح حسن بن جعفر علوى كه والى مكّهء معظّمه بود ، دعوى خلافت نموده خود را به « الرّاشد باللّه » ملقّب گردانيد و اهالى مكّه تمامى با وى بيعت كردند و او را به خلافت قبول نمودند . و در اين اثنا ، شخصى از اغنياى آن ديار كه مشرف بر موت بود ، تمامى اموال خود را جهت الرّاشد باللّه وصيّت كرد . و چون آن مال بىنهايت بود كار الرّاشد باللّه به سبب آن اموال رونق تمام گرفت . او شمشيرى حمايل مىكرد و مىگفت كه : اين ذو الفقار مرتضى على ، عليه السّلام ، است كه به طريق ميراث به من رسيده . و همچنين قضيبى را در دست مىداشت كه زعمش آن بود كه آن قضيب از پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، بود . القصّه ، ابو الفتوح الرّاشد باللّه لشكرى عظيم به هم رسانيده متوجّه بلاد رمله و شامات گشت كه به استظهار اعراب آنجا بر خلفاى عباسيّه و اسماعيليهء مصر غالب آيد . اتّفاقا ، چون به حدود شام رسيد اعراب آنجا او را متابعت نموده با وى بيعت كردند ، امّا در اثناى اين حال حاكم باللّه علوى از مصر به اطراف و جوانب آن ديار مكتوبات نوشته پيشوايان آن ولايت را به زر و مناصب ارجمند فريب داد ، و همچنين به اعراب حجاز و باديه استمالتنامهها نوشته رؤساى ايشان را به خلعتهاى پادشاهانه بنواخت ، او از براى اعيان مكّه مبلغ پنجاه هزار دينار فرستاد . بنابراين ، تمامى مردم از الرّاشد باللّه روىگردان شده در مقام اطاعت و انقياد حاكم باللّه درآمدند . ابو الفتوح چون اين حالت را مشاهده نمود پيش از آنكه او را دستگير كرده براى