قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1959

تاريخ الفي ( فارسى )

غرض از اين حكايت آنكه وزراى كافى كفايت و امراى با حمايت را بايد كه در تفحّص احوال سلاطين تا اين غايت باشند با وجود آنكه ختا كجاست و شيراز كجا . پس سلاطين عالىمقدار را واجب است كه از براى صلاح ملك پيوسته منهّيان و جاسوسان برگمارند تا از جوانب و اطراف خبر مىرسانيده باشند تا از هرگوشه‌اى كه فتنه سرزند پيشتر تدارك آن نموده شود . و در كتاب تدبير السّلاطين مسطور است كه يكى از امورى كه سلاطين را رعايت آن اهمّ مهمّات است آن است كه پيوسته لشكر خود را آماده دارند و از لشكر خود باخبر باشند و ايشان را براى حرب اعدا مهيّا و آماده داشته باشند ، چه عالم محل حوادث است و كسى نداند كه حادثه از كدام طرف و به چه وقت ظاهر خواهد شد . ديگر ، بايد كه خزانهء پادشاهان معمور باشد تا به وقت ضرورت متحيّر فرو نمانند ، چه جمعيّت لشكر به مال ميسّر گردد و حفظ اطراف ممالك به مردان دلير ؛ كه لا ملك إلّا بالرّجال ، و لا رجال إلّا بالمال يعنى : تسخير ملك ميسّر نمىشود الّا به مردان شجاع و مردان دلير منقاد و مطيع كسى نمىشوند الّا به مال : پس جمع مال از براى حفظ مملكت ضرورى است . نقل است كه يكى از سلاطين با اميرى از امراى خود مشورت كرد كه من در قصّهء مال و لشكر متحيّرم . اگر مال جمع كنم لشكر پريشان مىگردد ، و اگر لشكر را آراسته كنم مال در دست نمىماند . امير گفت : جمع مال بايد كرد . پادشاه گفت : لشكريان پريشان و متفرّق مىشوند . امير در جواب گفت : اگر حال بروند وقتى كه به ايشان محتاج شوى و مال بر ايشان صرف كنى بازآيند . پادشاه گفت : بر صحّت اين دعوى هيچ دليلى دارى ؟ آن امير گفت : آرى دليل دارم ، كه در اين خانه الحال هيچ مگس نيست ، بفرماى تا ظرفى از عسل حاضر سازند . چون عسل حاضر شد چندين مگس پيدا شود كه از شماره بيرون بود . آن امير گفت : اينك نمودار شد آنچه گفتم . پادشاه او را آفرين گفته رخصت داد و اميرى ديگر را طلب داشته همين سؤال از وى پرسيد . آن مرد در جواب گفت : لشكر بايد تربيت نمود و ايشان را از خود نبايد رمانيد ؛ چراكه ، شايد در وقت جنگ جمع نشوند . پادشاه گفت : بر اين معنى دليلى و شاهدى دارى ؟ امير گفت : شاهد خود را امشب به تو مىنمايم . چون شب شد فرمود تا ظرفى پر از عسل كردند و حاضر ساختند . امّا يك مگس پيدا نشد . گفت از اينجا ظاهر شد كه دلها از كسى كه متفرّق شد و در تاريكى نفرت افتاد ، هرچند مال بر ايشان جلوه دهد پيرامون آن كس نمىگردد . الحمد للّه و المنّه كه حضرت خلافت‌پناه ظلّ اللّهى اكبر شاه غازى « 1 » اين دو امر را كه

--> ( 1 ) . مراد ، جلال الدّين اكبر شاه گوركانى سوّمين پادشاه از سلسلهء گوركانيان هند است كه كتاب حاضر به فرمان وى تأليف شده است .