قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1933
تاريخ الفي ( فارسى )
استيلا يافته بود ، چنان كه در اين مدّت هيچكس او را از اين ولايت دفع نتوانست كرد ، وفات يافت « 1 » . چون بعد از فوت او ميانهء اولادش مخالفت و منازعت واقع شد ، عضد الدّوله اكثر ولايات ايشان را متصرّف گشت . و در همين سال ، عضد الدّوله با لشكرى بسيار قصد ولايت برادر خود ، فخر الدّوله ، كرد . منشأ اين آن بود كه فخر الدّوله در ايّام حيات عزّ الدّوله بختيار با او اتّفاق نموده درصدد قلع و قمع عضد الدّوله شده بود ، بنابراين عضد الدّوله بعد از قتل عزّ الدّوله « 2 » متوجّه ولايت فخر الدّوله شده اكثر ولايات او را با ذخاير و خزاينش متصرّف شد و بعضى از فرزندان فخر الدّوله را گرفته حبس نمود و از آنجا بازگشته لشكرى به ولايت كردان هكاريه « 3 » فرستاده اكثر بلاد ايشان را مسخّر گردانيد و عظمت و شوكت عضد الدّوله به جايى رسيد كه هيچ يك از پادشاهان ديالمه و غير آن به عشرى از اعشار آن نرسيده بود . و در همين سال ، مرض صرع كه گاهى عارض او مىشد ، باز مراجعت نمود . امّا عضد الدّوله در اخفا و كتمان آن بسيار مىكوشيد ، امّا در اين سال با وجود اينچنين زحمتى نسيانى بر وى طارى شد كه هيچ چيز در خاطر او نمىماند و گاه مىبود كه در اثناى سخن اول كلام را فراموش مىكرد .
--> ( 1 ) . محل فوت حسنويه را قلعهء سرماج ذكر كردهاند ؛ كه قلعهاى است بين همدان و خوزستان ؛ - ياقوت ، معجم البلدان ، ج 3 ، ص 315 . ( 2 ) . به طورى كه گفته شد مرگ وى در سيصد و شصت و هفت به دست پسر عمويش عضد الدّوله بود . عمر او سى و شش سال و مدّت حكومتش يازده سال و چند ماه بود ؛ - مجمل فصيحى ، ج 2 ، ص 81 ؛ ابن خلدون ، العبر ، ج 2 ، ص 668 . ( 3 ) . هر سه نسخه : مكاريه .