قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1931
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و پنجاه و هشتم و سيصد و پنجاه و نهم از رحلت خير البشر در اين سال ، قسّام تراب ، يعنى خاكروب ، كه از خوّاص البتكين بود و العزيز باللّه بعد از گرفتن البتكين دمشق را به او تفويض نموده بود ، در مقام عصيان و تمرّد آمده اظهار مخالفت العزيز باللّه كرد و خطبهء او را قطع كرد . چون اين خبر به سمع العزيز باللّه رسيد لشكرى به دفع او نامزد كرد . قسّام لشكر العزيز باللّه را شكست داده غنايم بسيار به دست آورد . و در اين اثنا ، ابو تغلب بن ناصر الدّوله كه از دست عضد الدّوله ولايت خود را گذاشته سرگردان مىگشت ، ولايت دمشق را در دست قسّام تراب مفت ديده متوجّه آن جانب شد . قسّام با او نيز در مقام محاربه درآمده او را از دخول دمشق مانع آمد . چون ابو تغلب طاقت مقاومت نداشت ناچار از آنجا برگشته روى به طبريّه [ نهاد ] . و در طبريّه ميانهء او و بنى عقيل كه از جانب العزيز باللّه در آن ديار حاكم مىبود ، محاربات بسيار واقع شد . آخر بنى عقيل غالب آمده ابو تغلب را به قتل رسانيده سر او را پيش العزيز باللّه به مصر فرستادند و خواهر ابو تغلب جميله بنت ناصر الدّوله و زنش كه دختر عمّش سيف الدّوله بود ، در اين سفر چون همراه بودند ، بنى عقيل بعد از كشتن ابو تغلب عورات را پيش سعد الدّوله كه والى حلب بود ، فرستادند . سعد الدّوله بىمروّت خواهر خود را پيش خود نگاهداشت و دختر عم خود ، جميله ، را به بغداد پيش عضد الدّوله فرستاد و عضد الدّوله او را بعد از گرفتن اموال بسيار در بند كرد . و از تاريخ ابن شحنه چنين معلوم مىشود كه كشته شدن ابو تغلب بن ناصر الدّوله از جمله وقايع سال سيصد و پنجاه و نهم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التحيّة من الملك الأكبر ، است . و در اين سال عمران بن شاهين « 1 » كه
--> ( 1 ) . وى اصل و نسب صحيح و معروفى نداشته بلكه سردستهء گروهى از حراميها و دزدان بوده و بالاخره بنا به تصريح زركلى ( الأعلام ، ج 3 ) در سال سيصد و شصت و نه هجرى مرده است .