قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1927

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال سيصد و پنجاه و هفتم از رحلت خير البشر در اين سال ، عضد الدّوله با لشكرى انبوه متوجّه بغداد گشت . عزّ الدّوله بختيار چون خبر توجّه او شنيد از بغداد به جانب موصل رفت و عضد الدّوله به بغداد رسيده بىتوقّف او را تعاقب نمود . و خليفه ، الطايع باللّه ، مىخواست كه با عضد الدّوله همراهى كند ، امّا عضد الدّوله از وى عذر خواسته او را در بغداد گذاشت و عزّ الدّوله را در حوالى موصل به دست آورده به قتل رسانيد . و چون عضد الدّوله به بغداد مراجعت نمود خليفه ، الطايع باللّه ، از جهت او خلعتهاى فاخره و طوقى مرصّع كه در آن زمان سلاطين در گردن مىكردند و همچنين اسوره‌اى « 1 » مرصّع ، كه در دست مىكرد ، با دو لوايى ، كه قبل از اين آن دو لوا را غير از وليعهد به كسى نمىدادند فرستاد « 2 » ، و عضد الدّوله نيز تحف و هداياى بسيار براى خليفه ارسال داشت . و در همين سال ، عضد الدّوله به عزم تسخير بلاد موصل و جزيره از بغداد متوجّه آن جانب شد « 3 » . با وجود آنكه قبل از اين عضد الدّوله با ابو تغلب بن ناصر الدّوله عهد و پيمان داشت كه هرگز قصد ولايت او نكند ، ليكن در اين وقت منشأ عزيمت عضد الدّوله آن بود كه چون عز الدّوله بختيار به سبب آمدن عضد الدّوله به بغداد با جمعى قليل از بغداد گريخت ، حمدان بن ناصر الدّوله نيز

--> ( 1 ) . اسوره : ياره و دست برنجين ؛ - منتهى الأرب . ( 2 ) . به شهادت تاريخ ، خليفه در قصر خود از عضد الدّوله مثل يك پادشاه فاتح پذيرايى كرد نه يك امير الامراى تابع ، و نيز علاوه بر بخشيدن خلعت و لوا و تاج به وى ، بنا به درخواست مصرّانه و پنهانى عضد الدّوله عنوان « تاج الملّه » را بر لقبش افزود و بدين‌گونه او را « دارندهء دو لقب » نمود ؛ - دكتر زرّين‌كوب ، تاريخ مردم ايران ، 444 . ( 3 ) . عضد الدّوله بعد از فتح بغداد و بيرون راندن عزّ الدّوله از آنجا ، علاوه بر تسخير موصل و جزيره ، با استفاده از عداوت ديرين دو قبيلهء مضر و ربيعه در بصره ، آنجا را نيز به تصرّف درآورد و اختلاف ديرينهء مضر و ربيعه را هم در آنجا به آشتى تبديل كرد ؛ - منبع پيشين ، 442 .