قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1914

تاريخ الفي ( فارسى )

تعزيه‌پرسى ايشان نيامد ، بلكه فى الحال با جمعى از اتراك سوار شده متوجّه سراى عزّ الدّوله بختيار گرديد و اهل بيت « 1 » او را از سراى او بيرون كرده در كشتى نشانيده به واسط فرستاد « 2 » و عزيمت بر اخراج خليفه ، المطيع باللّه ، مصمم گردانيد . امّا خليفه جماعتى را در ميان انداخت تا آنكه سبكتكين از سر اخراج او درگذشت . القصّه ، شوكت سبكتكين و اتراكى كه در بغداد بودند ، بلند شد و تركان خانه‌هاى ديلميان را نهب و غارت كردند و اموال بسيار به دست آوردند . و چون سبكتكين به ضدّيت ديالمه در تسنّن تعصّب تمام مىورزيد و در اين وقت كه بر بغداد استيلا يافت ، شروع در آزار شيعيان كرده كار به جايى رسانيد كه محلّهء كرخ بغداد را كه در مقابل باب الارج موطن شيعيان بود ، تمامى بسوخت . و در اين سال ، قرامطهء شام بر المعزّ لدّين اللّه خروج كردند . مقدّم ايشان حسن بن احمد بود و از شام « 3 » متوجّه مصر شده در راه به هرشهرى كه مىرسيدند قتل عام مىكردند . چون اين خبر به المعزّ لدّين اللّه رسيد از كثرت لشكر او بسيار متوهّم شده خواست كه او را به طريق استمالت و حيله بازگرداند ، بنابراين مكتوبى به او نوشت مشتمل بر آنكه : « قبل از اين دعوت پدران تو براى آباى من بود ؛ چه دعوت ما يكى است ؛ يعنى ما هردو شيعهء آل محمّديم . » و از اين قسم وعظى با تهديدات آميخته نوشته پيش حسن بن احمد قرمطى فرستاد . حسن بن احمد [ 227 ب ] در جواب همين‌قدر نوشت كه : « وصل كتابك الذّى قلّ تحصيله و نحن سائرون على اثره ، و السّلام . » يعنى : رسيد مكتوب تو كه ما حصلش كم بود و تفصيل بيشتر داشت ، و ما متعاقب مكتوب مىرسيم ، ان شاء اللّه تعالى ، و السلام . القصّه ، حسن بن احمد قرمطى با لشكرى عظيم الشأن به عين الشّمس فرودآمد و ميان او و مصريان جنگ عظيم واقع شد ، چنانچه مصريان از دفع ايشان عاجز آمدند . حسن بن احمد لشكر خود را به اطراف و جوانب مصر متفرّق ساخته نهب و غارت مىنمود . از امراى اعراب حسّان بن جرّاح طايى با لشكرى بىكران در مقام اطاعت و انقياد حسن قرمطى درآمده در اين يورش همراه مىبود . چون المعزّ لدّين اللّه بر شجاعت و جلدى و كثرت لشكر ايشان اطلاع يافت بسيار متوهّم شده تمامى امراى ارباب رأى خود را جمع نموده از ايشان در باب دفع قرامطه سؤال فرمود . امرا بعد از تأمّل و تدبّر بسيار به اتّفاق چنين معروض داشتند كه حيله در دفع ايشان غير از اين نيست كه ميانهء ايشان تفرقه افكنيم تا آنكه با يكديگر مخالفت نمايند . و گفتند كه اين حيله حاصل نمىشود الّا به آنكه كس نزد حسّان بن جرّاح طايى فرستيم تا او را به

--> ( 1 ) . ابو طاهر و ابو اسحاق پسران معزّ الدّوله نيز همراه مادر و خواهر عز الدّولّه بختيار بودند . ( 2 ) . اين اعزام ، كه بنا به پيشنهاد خانوادهء عزّ الدّوله صورت گرفت ، در نهم ذيقعده انجام يافت . ( 3 ) . حركت قرامطه از احسا شروع شد ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 15 ، ص 50 .