قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1881
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و چهل و دويّم از رحلت خير البشر در اين سال ، قيصر روم به مدينهء رهّا درآمده بعد از قتل و كشش اسير بسيار و غنايم بىشمار بيرون برد . و در همين سال روميان بر وى خروج كرده او را به قتل رسانيدند و شخصى ديگر را به جاى او پادشاه ساختند . و در همين سال والى ارمن ملك دمستق ، كه نام او تفور « 1 » بود ، وفات يافت . در تاريخ ابن جوزى « 2 » از تاريخ ثابت بن سنان « 3 » كه از مشاهير تواريخ است ، نقل مىكند كه در اين سال بعضى از بطارقهء ارمن نزد ناصر الدّولة بن حمدان دو شخص در سن بيست و پنج سالگى كه ريش برآورده بود ، فرستاد . از عجايب حالات ايشان آنكه از تهيگاه تا به سر دو كس مىنمودند ، چنانچه دو سر و دو روى و دو معده و هركدامى را دو دست على حدّه ، امّا از تهيگاه تا پايين يكى بود . حاصل آنكه دو شخص بودند به اعتبار اعضاى اعالى ، و يك شخص بودند به اعتبار اعضاى پايين . و عجيبتر از همه آنكه يكى از اينها كمال ميل به زنان داشت و ديگرى به پسران امرد . و اشتهاى ايشان نيز مختلف بود . گاهى ميانهء ايشان كدورت مىشد و چند روز با يكديگر حرف نمىزدند . و پدر ايشان نيز همراه بود . القصّه ، اينطور اعجوبه پيش ناصر الدّوله آوردند . ناصر الدّوله ايشان را دو هزار درم انعام فرمود و مىخواست كه ايشان را از يكديگر جدا كند . هرچند كه حكما و اطبّا در اين باب تأمّل كردند
--> ( 1 ) . ظاهرا بايد فغفور باشد . ( 2 ) . ابو الفرج عبد الرّحمن بن على ابو الفضايل جمال الدّين بغدادى منسوب به « فرضة الجوز » محلى به بغداد ( وفات 597 ه . ) او را در فنون مختلفه بيش از صد كتاب است . به احتمال قوى كتاب مورد نظر مؤلّف المنتظم فى تاريخ الامم است ؛ - لغتنامهء دهخدا . ( 3 ) . ثابت بن سنان بن ثابت ابن قرهء صابى حرّانى مكنّى به ابو الحسن ( وفات 365 ه . ) او را تاريخى است از اوّل خلافت المقتدر تا سال سيصد و شصت ؛ - منبع پيشين .