قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1879
تاريخ الفي ( فارسى )
سفيان باد ، و لعنت خدا بر كسى كه حق فاطمهء زهرا را غصب كرد و او را آزار رسانيد ، و لعنت خداى بر كسى كه عباس را از شورى بيرون كرد ، و لعنت خداى تعالى بر كسى كه ابو ذر غفارى را كه از كبار صحابهء پيغمبر بود ، از مدينه اخراج كرد ، و لعنت خداى تعالى بر كسى باد كه مانع شد از دفن كردن امام حسن ، عليه السّلام ، در نزد جدّ خود . » و چون اهل سنّت اين نوشته را ديدند و بر در خانههاى خود مشاهده كردند پيش معزّ الدّوله بويه شكايت بردند . معزّ الدّوله مطلقا اظهار بىرضايتى نكرد ، بلكه چنان ظاهر ساخت كه باكى نيست ، اگر اين امور واقعى است گو چنين باش و اگر دروغ است وزر افترا و بهتان به مفتريان بازمىگردد . امّا اهل سنّت چون اين را نتوانستند ديد جميع نوشتهها را محو كردند . و چون معزّ الدّوله دانست كه ايشان آن نوشته را محو كردند ، امر كرد كه اسم معاويه را صريحا بنويسيد و به جاى آن عبارت اين عبارت را بنويسند كه : « لعنت خداى تعالى بر آن جماعتى از اوّلين و آخرين كه به ظلم و جور حقوق آل محمّد را متصرّف شدند . » و سيف الدّولة بن حمدان نيز در حلب فرمود كه بر در خانههاى اهل سنّت همين عبارت را نوشتند . و در همين سال ميانهء اهل بصره به واسطهء سبّ صحابه جنگى عظيم واقع شد و خلقى كثير از جانبين به قتل رسيد . و در همين سال سيف الدّوله مدينهء عين زربه را باز معمور و آبادان گردانيده نجاه ، غلام خود ، را با لشكرى عظيم به غزوهء بلاد روم فرستاد . اين نجاه بسيارى از شهرهاى روم را خراب كرده غنايم و اسير بىشمار به دست آورده سالما و غانما بازگشت . و در اين سال ، سيف الدّوله حاجب خود را از طرسوس با لشكرى بسيار به ناحيهء ديگرى از بلاد روم روانه ساخت و او نيز با غنايم و اسير بسيار مراجعت نمود . و در همين سال فرنگيان با لشكرى عظيم متوجّه تسخير جزيرهء اقريطش گشتند . چون والى آن جزيره طاقت مقاومت فرنگ نداشت خود را در سلك متابعان المعزّ لدّين اللّه علوى درآورده و سكّه و خطبه به نام او كرده از وى مدد طلبيد . المعزّ لدّين اللّه لشكرى بسيار به مدد او فرستاد و فرنگيان از اين معنى غافل كه به عقب ايشان لشكرى خواهد رسيد ، به جنگ اهل اقريطش مشغول بود كه به يك ناگاه لشكر معزّى از عقب ايشان درآمده ايشان را مستأصل ساختند ، چنانچه جمعى قليل از ايشان به هزار حيله جان به سلامت بردند .