قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1872
تاريخ الفي ( فارسى )
لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلُ فَطالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ « 1 » به گوش هوش او رسيد و به مجرّد شنيدن اين آيهء وافى هدايه حال او متغيّر گشت و به آواز بلند گفت : الّهمّ بلى و از اسب فرود آمد و زارزار مىگريست و اين آيه را تكرار مىنمود و در همان موضع لباس تجمّل از بدن خود دور كرد و به آب دجله درآمده فرمود تا تمامى اسباب و اموال او را بعد از ردّ مظالم و ديون در راه حقّ ، سبحانه و تعالى ، تصدّق نمودند و آن مقدار زمان كه تمامى اسباب و اموال او متفرّق گشت و هيچ چيز از اسباب دنيوى در ملك او نماند ، در آب ايستاده بود ، بعد از آن لنگى در ته بسته و چادرى درشت پوشيده بيرون آمده و در عبادت و طاعت مشغول مىبود تا آنكه در اين سال اجل موعود او رسيد .
--> ( 1 ) . آيا براى كسانى كه ايمان آوردند وقت آن نرسيده كه دلهايشان نرم شود به ذكر خدا و بدانچه ( پيامبر ) از حقّ فرود آورد و بايد مانند كسانى نباشد كه از پيش كتاب به ايشان داده شد و زمان بر آنها به درازا كشيد و دلهايشان سخت شد و بيشتر آنها فاسق شدند ؛ ( حديد ، 16 ) .