قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1865
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و سى و ششم از رحلت خير البشر در اين سال ، معزّ الدّوله بويه به واسطهء آنكه ناصر الدّوله از اداى مالى كه مقرّر شده بود عصيان ورزيده تمرّد مىنمود ، آهنگ آن ولايت نمود . چون ناصر الدّوله خبر توجّه معزّ الدّوله را شنيد و در ساعت پيشكش لايق فرستاده عذرخواهى نمود . بنابراين ، معزّ الدّوله از راه مراجعت نموده باز به بغداد آمد . و در اين سال ، در عراق عرب آنچنان مرض ماشرا « 1 » شايع شد كه هيچ احدى از آن خلاصى نيافت و اكثر مردم به آن مرض فوت مىشدند و با وجود اين مرض خلقى بسيار به فجاه هلاك شدند تا آنكه شبى جماعتى دزدان به خانهء شخصى نقب مىزدند و در اثناء نقب زدن در همان نقب به فجاه مىمردند . و در همين سال در بغداد ميانهء شيعيان و سنّيان جنگى عظيم واقع شد و از طرفين جماعتى كثير به قتل رسيدند ، نعوذ باللّه من التعصّبات المهلكه . و در اين سال ، در اكثر بلاد عراق عرب « 2 » مثل رى و همدان و قم و كاشان پياپى زلزلهها واقع شد كه اكثر عمارات عاليهء اين شهر روى به خرابى نهاد و خلقى لا تعدّ و لا يحصى « 3 » در زير آن عمارت هلاك شدند . و هم در اين سال ، آب درياى يمن بسيار كم شد تا به حدّى كه بسى از جزاير و كوهها در آنجا ظاهر شد كه قبل از آن نديده بودند . و در اين سال مرزبان والى تبريز وفات يافت و به مقتضاى وصيّت « 4 » او پسرش قائم مقام او گشت .
--> ( 1 ) . ماشرا : آماسى كه مادهء آن خون است كه در صورت حاصل شود ؛ ورم دموى . ( 2 ) . ظاهرا بايد عراق عجم صحيح باشد . ( 3 ) . بىاندازه و بيرون از شما . - و . ( 4 ) . در خصوص وصيّت دوگانهء مرزبان در باب جانشينىاش ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 14 ، ص 236 .