قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1853

تاريخ الفي ( فارسى )

كه جميع متمرّدين آن كمر اطاعت المعزّ لدّين اللّه را به ميان بسته در مقام خدمتكارى و جانسپارى قيام نمودند و او بر اكثر بلاد غلامان خود را حاكم گردانيد . از جملهء غلامان پدرش جوهر قائد بود كه اكثر بلاد مغرب در زمان معزّ لدّين اللّه بر دست او فتح شد . و در اين سال ، جوهر قائد را به مدينهء فاس فرستاد و از فاس به مدينهء سلجماسه و بعد از فتح سلجماسه متوجّه مدينهء تاهرت شد . والى آن ولايت ، يعلى بن احمد زمانى ، چون به انقياد و اطاعت پيش آمد جوهر او را بنواخت و خلعت پوشانيد . چون جوهر از آنجا برفت يعلى بن احمد شروع در تمرّد و عصيان كرد . چون جوهر بر حقيقت حال اطلاع يافت فى الحال بازگشت و تمامى ولايت يعلى را غارت نمود و او را با پسرش دستگير نموده در قفص كرده پيش المعزّ لدّين اللّه فرستاد و بعد از ضبط آن ولايت تا به ساحل بحر محيط ، كه او را « اقيانوس » مىگويند ، تمامى بلاد را مسخّر گردانيد تا آنكه به جزاير خالدات رسيد و يك قسم ماهى را كه مخصوص آن درياست ، صيد نموده در حوضهاى آب انداخته آن ماهى را زنده نزد المعز لدّين اللّه آورد . اين وقايع در سنهء سبع و اربعين و ثلث مائه هجرى روى نمود . و از جمله وقايع اين سال ، يعنى سال سيصد و سى و يكّم از رحلت خير البشر ، آنكه ركن الدّوله بويه از رى به عزم تسخير طبرستان و جرجان متوجّه آن صوب گشت و وشمگير ، كه والى آن ولايت بود ، چون طاقت مقاومت ركن الدّوله نداشت بالضّروره آن ولايت را گذاشته به جانب نيشابور رفت و ركن الدّوله بر طبرستان و جرجان استيلا يافته بعد از چند روز ، كه در آن ديار اقامت نمود ، حسن فيروزان و على بن كامه را والى آن ديار ساخته به جانب رى مراجعت نمود . وشمگير چون از مراجعت ركن الدّوله خبر يافت فى الحال متوجّه ديار خود گشت و حسن فيروزان و على بن كامه را بيرون كرده در جاى خود قرار گرفت . و در همين سال ، ركن الدّوله ديلمى را پسرى شد و او را « فخر الدّوله » « 1 » نام كرد .

--> ( 1 ) . نام وى « ابو الحسن على بن على بن ركن الدّوله » بود .