قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1830
تاريخ الفي ( فارسى )
ابن شيرزاد را گرفت و تكين با تركان قصد گرفتن ناصر الدّوله كرده متوجّه موصل شدند . ناصر الدّوله چون بر اين حال اطلاع يافت در موصل توقّف ناكرده به جانب نصيبين رفت و تكين نيز متوجّه نصيبين گشت . ناصر الدّوله از نصيبين به جانب سنجار رفت و تكين نيز با تركان از پى او مىرفتند . چون ناصر الدّوله ديد كه تكين و اتراك دست از او بازنمىدارند و او را بالفعل طاقت مقاومت ايشان نيست بالضّروره از معزّ الدّوله امداد خواست . معزّ الدّوله ، ابو جعفر صيمرى « 1 » را با لشكرى انبوه به مدد ناصر الدّوله فرستاد و در موضع حديشه لشكر معزّ الدّوله به ناصر الدّوله پيوست . در همين موضع ، تكين با تركان به ايشان رسيده در ميانهء فريقين كارزار در گرفت و بعد از كشش و كوشش بسيار تكين گرفتار شده تركان به هزيمت رفتند و خلقى بسيار از ايشان به قتل رسيد . ناصر الدّوله فى الحال در چشم تكين ميل كشيده به اتّفاق ابو جعفر صميرى به طرف موصل روان شد . اتّفاقا ، در يك منزلى از منازل ناصر الدّوله به خيمهء ابو جعفر صيمرى رفت و به مجرّد رفتن فى الحال برگشت . از وى سبب زود برآمدن پرسيدند . گفت : چون من در خيمهء او رفتم پشيمان شدم . بنابراين ، فى الحال بيرون آمدم . و از صيمرى منقول است كه مىگفت : ناصر الدّوله از من جدا شد ، بسيار ندامت و پشيمانى خوردم كه چرا او را نگرفتم . و در تاريخ ابن أثير جزرى منقول است كه اين واقعه را ميانهء ناصر الدّوله و تكين نوشته .
--> ( 1 ) . هر سه نسخه : ضميرى . در الأعلام زركلى به نقل از منابع عمده و معتبر نام وى « محمّد بن احمد » ثبت شده است . ( ج 6 ، ص 200 ) و هندوشاه مىنويسد : « مردى بود صاحبرأى ، خوشسخن ، طالب ذكر خير ، واقف بر امور ديوانى و استخراج اموال . » ؛ - تجارب السّلف ، ص 233 .