قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1815

تاريخ الفي ( فارسى )

مىگفت كه : تو تدبير كار خود نمىدانى . و از اين جهت ، سپاه ميل به ابو يوسف كردند . ابو عبد اللّه چون ديد كه سپاه ميل به برادر او دارند از ترس آنكه مبادا با او بيعت كنند جمعى از غلامان خود را فرمود تا رفته نيمه شب ابو يوسف را به قتل رسانند . پس ابو عبد اللّه تمامى اموال او را تصرّف نمود . امّا بعد از قتل برادر به هشت ماه خود نيز به زحمت تب گرم بمرد . بعد از وى برادر ديگر او كه او را « ابو الحسين » گفتندى ، قائم مقام او شد ، امّا چون بخيل و ظالم طبيعت بود و سلوك ناهموار با سپاه و رعيّت پيش گرفت بنابراين ، لشكريان قصد قتل او كردند . او بر حقيقت حال اطلاع يافته گريخت و پناه به قرامطه برد . پس به جاى او پسر ابو عبد اللّه ، ابو القاسم بن عبد اللّه ، به حكومت واسط و بصره و اهواز متمكّن گشت « 1 » . و امّا احوال خليفه ، المتقّى باللّه ، به آنجا رسيد كه بعد از چند روز ميانهء او و ناصر الدّوله كدورت واقع شد . بنابراين ، خليفه به توزون چيزى نوشته طالب مصالحه شد . توزون كتابت خليفه را بتعظيم تمام پيش آمده به خط خود نوشت كه : « هركه با خليفه به بغداد خواهد آمد همه را به مناصب ارجمند و مرتبهء بلند سرافراز خواهيم ساخت . » بنابراين ، خليفه متوجّه بغداد شد . و در اين سال ، لشكر روس به آذربايجان درآمد « 2 » و قتل عام كرد و زنان و فرزندان ايشان را به اسيرى گرفت و از آنجا متوجّه مراغه گشتند . اتّفاقا ، موسم ميوه بود و در مراغه باغات بسيار . چون ايشان به آذربايجان رسيدند در ميانهء ايشان آنچنان وبايى پيدا شد كه اكثر ايشان بمردند و هركه از ميوه مىخورد خود را نمىديد ، و ايشان مرده را با سلاح در گور مىنهادند . چون اين خبر به آذربايجان رسيد مرزبان بن محمّد سوار شده بقيّهء روس را به قتل رسانيده اضعاف مضاعف از آنچه از تبريز برده بودند به دست آورد . و در ماه ربيع الاوّل اين سال ، قيصر روم « 3 » با هشتاد هزار سوار متوجّه شهر رأس العين شد كه از مشاهير بلاد ولايت جزيره است ميانهء حرّان و نصيبين . و اين شهر را رأس العين به واسطهء آن مىگويند كه چشمه‌هاى آب بسيار دارد خصوصا چهار [ 218 الف ] چشمه مشهور دارد كه نامهاى ايشان عين الاس ، عين الصرّار ، عين الرّباحيّه ، و عين الهاشميّه است . از اين چهار چشمه نهر خابور جارى است . القصّه ، ملك روم به اين شهر درآمد و بعد از قتل و غارت بسيار پنج هزار نفس از زن و طفل و غير آن اسير گرفت . و در اين سال ، در بغداد قحط عظيم واقع شد و از بسيارى باران اكثر عمارات بغداد و مساجد و حمامات خراب گشت و خلقى بسيار در زير خانه‌ها هلاك شد . و از جمله وقايع اين سال ، در خراسان يكى آن بود كه امير نوح سامانى ، ابو علىّ بن محمّد ، محتاج را به رى فرستاد ؛

--> ( 1 ) . چندى بعد يانس ، غلام ابو عبد اللّه ، با كمك سالارى از ديلم به نام روستاباش بر ضد ابو القاسم توطئه كردند ، ولى هر دو به كيفر عمل خود رسيدند و كار ابو القاسم بالا گرفت ؛ - منبع پيشين ، ص 128 . ( 2 ) . مراد شهر بردعه [ - بردع ] آذربايجان است . ( 3 ) . فرمانده سپاه روم دمستق بود .