قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1811
تاريخ الفي ( فارسى )
هشت سالگى تمامى قرآن را حفظ نمود و آغاز شعر گفتن نمود و به واسطهء حسن صوتى كه داشت متوجّه مطربى گشته در نواختن عود مهارتى تمام به هم رسانيد . و امير نصر به مرتبهاى در تربيت او كوشيد كه هيچ پادشاهى بعد از وى شاعرى را بدان درجه رعايت ننموده . گويند رودكى را دويست غلام خدمتكار و چهار صد شتر بار بود . و در ترجمهء اين معنى آوردهاند كه عدد اشعار رودكى هزارهزار و سيصد بيت بود . و در روضة الصّفا مسطور است كه امير نصر در ايّام حيات خود پسر بزرگ خود ، امير اسماعيل ، را وليعهد كرده بود ، امّا چون ارادهء ازلى به آن تعلّق گرفته بود كه سرير سلطنت به پسر كوچك كه امير نوح باشد ، مزيّب و مزيّن باشد ، امير اسماعيل در ايّام حيات پدر خود وفات يافت و بعد از فوت امير نصر ، نوح به امر سلطنت قيام نموده جميع مهمّات ملكى و مالى را به عهدهء ابو الفضل محمّد بن احمد حاكم « 1 » [ جليل ] واگذاشت . و ابو الفضل احمد بن حمويه كه از معتبران امير نصر بود ، در اوايل سلطنت امير نوح بگريخت . و سببش آن بود كه در آن زمان كه ابو نصر پسر بزرگترش ، امير اسماعيل ، را وليعهد گردانيده بود ابو الفضل حمويه را به نيابت تعيين كرده بود و در آن وقت از ابو الفضل نسبت به امير نوح استخفافى صادر شده بود . بنابراين ، چون سلطنت بر امير نوح قرار گرفت ابو الفضل از آب آمويه گذشته به جانب آمل رفت . امير نوح بعد از اطلاع بر آن امر استمالتنامهاى نوشته او را از آمل طلب داشت . چون ابو الفضل به بخارا آمد امير نوح در مقام مرحمت و عاطفت او درآمد و سمرقند را به او داد .
--> ( 1 ) . وزارت اين فقيه معروف دورهء سامانى ، كه ملّقب به « شمس الائمه » بوده و كتابى به نام مختصر كافى در فقه تأليف كرده ( تاريخ بخارا ، ص 132 ) ، نشان مىدهد كه كنار رفتن امير نصر با غلبهء فقها بايد ارتباط داشته باشد ؛ - دكتر زرّينكوب ، تاريخ مردم ايران ، ج 2 ، ص 203 . وى كه هنگام وزارت مشهور به « حاكم جليل » بود پس از كشته شدن در سال سيصد و سى و پنج هجرى « حاكم شهيد » خوانده شد .