قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1801

تاريخ الفي ( فارسى )

در آبش غرق كردند . چون اكثر متابعان كورتكين ديالمه و اتراك بودند ايشان نسبت به مردم بغداد ظلم و تعدّى بسيار مىكردند ، عامّهء خلايق از ايشان شكايت به كورتكين مىكرد و او مطلقا فريادرسى ايشان نمىكرد . بنابراين ، ميانهء عامّهء خلايق بغداد و ديالمه كار به جنگ كشيد و خلقى كثير از جانبين به قتل رسيد . چون خليفه ديد كه كورتكين بسيار بىداد مىكند مكتوبى به ابن رائق كه حاكم شام بود ، نوشته او را طلب داشت . ابن رائق در بيستم شهر رمضان با لشكرى عظيم از شام متوجّه بغداد شد . در راه ميانهء او و ناصر الدّولة بن حمدان بعد از وقوع مقدمات وحشت‌آميز كار به مصالحه انجاميد و ناصر الدّوله از جهت ابن رائق صد هزار درهم فرستاد . و چون ابن رائق به حوالى بغداد رسيد كورتكين استعداد جنگ كرده بيرون آمد ، امّا ابن رائق او را غافل ساخته از جانب غربى بغداد به اندرون شهر درآمد و مردم بغداد به آمدن او خوشحالى نموده خلقى بسيار از عامّهء خلايق به او پيوستند . كورتكين از اين معنى خبر يافته متحيّر و مدهوش بماند و اكثر مردم او از وى جدا شدند و كار او به آنجا كشيد كه وضع تغيير كرده پنهان شد و ابن رائق درصدد تفحّص و تفتيش درآمده او را پيدا كرده در بند نگاه داشت . و از جمله وقايع اين سال آنكه در هفتم ماه جمادى الآخر به واسطهء كثرت رعد و برق گنبد سبز منصور دوانقى كه او را « اعلم دولت عباسيّه » گفتندى ، بيفتاد . از زمان بناى آن گنبد تا زمان افتادن او صد و هشتاد و هفت سال گذشته بود .