قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1789
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و شانزدهم از رحلت خير البشر از قيصر روم پيش خليفه ، الرّاضى باللّه ، مكتوبى رسيد كه تركى را به طلا نوشته بودند و ترجمه را به عربى « 1 » به نقره ، و مضمون مكتوب مصالحه و دوستى جانبين بود . و با آن كتابت تحف و هداياى نفيسهء بسيار بود . و اسيران مسلمان شش هزار كس خلاص يافتند . و در اين سال ، ابو الفتح [ فضل ] بن [ جعفر بن ] فرات « 2 » منصب وزارت را گذاشته از بغداد به جانب شام رفت و خليفه باز مرتبهء سيّم ابو على بن مقله را به وزارت نصب فرمود ، امّا مدار مهمّات بر ابن رائق قرار گرفته بود و ابن مقله محض نام وزارت داشت و هيچ دخل در مهمّات نمىتوانست كرد . بنابراين ، درصدد اصليه درآمده مكتوبى به بجكم ترك نوشت و او را تطميع آن كرد كه اگر به بغداد آيد خليفه او را به جاى ابن رائق امير الأمرا سازد . و از خليفه التماس نمود كه اگر ابن رائق را به من حواله فرمايند مبلغ دو هزار هزار دينار از وى تحصيل نمايم . اتّفاقا ، چون اين خبر به ابن رائق رسيد فى الحال ابن مقله را گرفته دستش ببريد . و از تاريخ چنين ظاهر مىشود كه دست ابن مقله را الرّاضى باللّه بريد و بعد از چند روز ، ابن رائق زبانش ببريده در بند كرد « 3 » تا آنكه در آنجا وفات يافت . از غرايب حالات ابن مقله آن است كه سه نوبت وزير شد و سه نوبت معزول گشت و سه خليفه را خدمت كرد . و در مدّت عمر سه مرتبه سفر نمود ؛ دو نوبت به طريق اخراج و يك نوبت در ايّام وزارت خود به دفع ناصر الدّوله به موصل رفت . و سه نوبت او را دفن كردند ؛ چرا كه ، اوّل بار چون او در زندان وفات يافت در
--> ( 1 ) . ق : به فارسى . ( 2 ) . وى معروف به « ابن حنزابه » است و اخبارش را زركلى در الأعلام ( ج 5 ، ص 351 ) بتفصيل آورده است . ( 3 ) . نيز مقايسه شود با : ابن أثير ، الكامل ، ج 14 ، ص 68 به بعد .