قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1787
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و پانزدهم از رحلت خير البشر چون آثار تمرّد و عصيان ابو عبد اللّه بريدى « 1 » كه نايب اهواز بود ، شايع گشت و مالى كه هر سال مىفرستادند در ارسال آن تعلّل مىنمود خليفه ، الرّاضى باللّه ، محمّد بن رائق را كه امير الامرا بود ، به جنگ او فرستاد و خود نيز متعاقب او متوجّه آن جانب گشت . اتّفاقا ، چون رائق به واسط رسيد جماعت حجريه بر وى خروج كردند و كار ميانهء ايشان به كارزار كشيد . در اين اثنا ، خليفه نيز به آن حدود رسيده بجكم « 2 » ، غلام مرداويج ، را به مدد رائق فرستاد . بجكم اكثر آن جماعت را به قتل رسانيد و طايفهاى اندك از ايشان گريخته پيش بريدى رفتند . خليفه كسى نزد ابو عبد اللّه بريدى فرستاده او را تهديد بسيار نمود . ابو عبد اللّه بريدى چون در خود طاقت مقاومت لشكر خليفه نيافت ناچار در مقام اطاعت و انقياد درآمده قبول كرد كه هر ساله مبلغ سيصد و هشت هزار دينار به دار الخلافه مىفرستاده باشد و مع هذا تهيّهء جنگ عضد الدّولهء ديلمى نيز در عهدهء خود قبول نمود . امّا ابن رائق اين معنى را قبول ناكرده خراج ولايت اهواز را به بجكم ترك داد و بجكم بر آن ولايت استيلا يافت و بريدى از بجكم قبول نمود كه خراج اهواز را تحصيل نموده سال به سال و اصل او گرداند . و در ربيع الّاول اين سال خليفه ، الرّاضى باللّه ، بجكم ترك را خلعت پادشاهانه پوشانيده ايالت بلاد مشرق را تا به خراسان به او ارزانى
--> ( 1 ) . مراد ابو عبد اللّه احمد بن محمّد بن يعقوب بريدى است كه صاحب الأغانى را در نكوهش وى اشعارى است كه آنها را ياقوت حموى در معجم الأدبا ( ج 13 ، ص 127 ) آورده است . ( 2 ) . ابن أثير مراتب ترقّى بجكم را ، كه يكى از غلامان ابو على وزير ماكان ديلمى بود و در هنگام قتل مرداويج در سپاه او بود و در قتل او دست داشت و بعد از آن به دستگاه خليفه پيوست و در بغداد به امارت رسيد ، بتفصيل آورده است ؛ - الكامل ، ج 14 ، ص 70 به بعد .