قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1774

تاريخ الفي ( فارسى )

مستقر و كريمهء فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ « 1 » را اشاره به اين دو قسم امامت مىدانند . و چون تفاصيل معتقدات ايشان را اين محلّ گنجايش نداشت به اين مقدار اكتفا نموده مىشود ، و من اراد الاطلاع عليها فليراجع إلى كتبها « 2 » . و از مهدى بن ابو محمّد عبد اللّه بن محمّد شش پسر ماند ، بزرگترين ايشان ابو القاسم محمّد القائم بأمر اللّه كه قائم‌مقام پدر خود به خلافت بلاد مغرب قيام نمود ، دويم ابو طالب موسى ، سيّم ابو الحسن عيسى ، چهارم ابو عبيد اللّه حسن ، پنجم ابو سليمان داود ، ششم عبد اللّه . و چون ابو القاسم محمّد القائم بأمر اللّه به جاى پدر خود متمكّن گشت ابن طالوت قرشى از ناحيهء طرابلس بر وى خروج كرد و دعوى آن مىنمود كه وى پسر مهدى مغربى است . بنابراين ، جمعى كثير بر وى جمع شدند و كار او قوّت گرفت . و در همين سال چون كذب او ظاهر شد جمعى از اهل بربر اتّفاق نموده ابن طالوت را به قتل رسانيده سرش را پيش ابو القاسم قائم بأمر اللّه آوردند و فتنه ساكن شد . و از جمله وقايع اين سال آنكه هارون بن غريب كه پسر خال المقتدر باللّه بود ، بر خليفه ، الرّاضى باللّه ، خروج كرد و گفت من سزاوارترم به خلافت از وى . و به اكثر امراى بغداد مكتوبات مشتمل بر وعده‌هاى نيكو نوشت و متعاقب اين مكتوبات خود نيز از دينور با لشكرى آراسته متوجّه بغداد گشت . چون اين خبر به ابن مقله رسيد كه وزير الرّاضى باللّه بود ، به اتّفاق امراى ساجيه و حجريه « 3 » به عرض الرّاضى باللّه رسيدند . الرّاضى باللّه محمّد ياقوت را با لشكرى عظيم به دفع هارون فرستاد . چون محمّد ياقوت به قصد دفع او از بغداد بيرون آمده متوجّه آن صوب گشت در روز سه‌شنبه ، بيست و چهارم شهر جمادى الآخر ، در حدود نهروان تلاقى فريقين روى نموده جنگ درگرفت و بعد از محاربهء بسيار محمّد ياقوت تاب مقاومت نياورده روى به هزيمت نهاد . چون اين خبر به سمع هارون غريب رسيد خود تنها با يك غلام از روى غرور تمام به طلب محمّد ياقوت شتافت تا آنكه به جايى رسيد كه محمّد ياقوت به نظر ايشان درآمد . او نيز تنها مىگريخت . اتّفاقا ، پلى پيش آمد در اثناى راه و اسب هارون غريب در وقت گذشتن از پل سكندرى خورده به رو درآمد و هارون از اسب درافتاد . در اين اثنا ، جمعى از غلامان محمّد ياقوت رسيدند و اعضاى هارون را به تير درهم شكسته سرش را از تن جدا ساخته پيش محمّد ياقوت بردند . چون محمّد ياقوت سر بريدهء هارون را ديد همانجا توقّف كرد تا از اطراف و جوانب لشكر او جمع شدند . پس بفرمود تا جثهء هارون غريب را شستند و بر وى نماز

--> ( 1 ) . پس شما را ( در پشت پدر ) قرارگاهى است ؛ ( انعام ، 98 ) . ( 2 ) . هركه مىخواهد از آن آگاه شود به كتابهاى مربوط به آن مراجعه كند . ( 3 ) . اين دو طايفه همراه مونسيه ( - اتباع مونس خادم ) در به قدرت رسيدن الرّاضى باللّه نقش اساسى داشتند .