قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1763

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال سيصد و يازدهم از رحلت خير البشر و در سال سيصد و يازدهم از رحلت خير البشر ، على بويه با هر دو برادر به شيراز درآمدند و مقارن اين حال مرداويج در حمام بر دست غلامان خود كشته شد و علىّ بن بويه از روى استقلال تمام در سلطنت بلاد فارس متمكّن شده برادر خود حسن را كه به « ركن الدّوله » ملقّب بود ، به استخلاص بلاد عراق نامزد فرمود و برادر خردتر خود ، احمد ، را به جانب گيلان فرستاد و خود در دار الملك شيراز روى به تمشيت مهمّات ملك آورد و ايلچيان به دار الخلافه فرستاده قبول نمود كه هر سال ششصد هزار دينار از اموال فارس و عراق به خزانهء خليفه فرستد . بنابراين ، خليفه در مقام عنايت درآمده جهت او خلعت و منشور پادشاهى فرستاد و لقبش را بر « عماد الدّوله » قرار داد . و از آل بويه هفده نفر در فارس و بغداد و عراق بر مسند ايالت نشستند و مدّت دولت ايشان صد و هشت سال امتداد يافت ، چنانچه عن قريب تفصيل احوال ايشان مذكور خواهد شد . و در تاريخ ابن أثير مسطور است كه چون ابن بويه بعد از شكست ياقوت به ولايت او درآمد ديد كه در شهرى از شهرهايى كه در تصرّف ياقوت بود كلاههاى گبرى با دمهاى روباه دوخته طيار كرده بسيار نهاده‌اند . پرسيد : اين چيست ؟ جماعتى كه از مردم ياقوت به دست علىّ بن بويه افتاده بودند گفتند : اينها را ياقوت محض از براى اين ساخته بود كه بر مردم شما نهاده به اطراف و جوانب فرستد . چون لشكريان ابن بويه اين سخن شنيدند گفتند : الحال بايد اين كلاهها را به كسان ياقوت پوشانيده پيش او فرستاد . امّا عماد الدّوله راضى نشد و بر اسيران انعام و احسان بسيار كرد و گفت : هر كدامى از شما كه خواهد پيش ياقوت رود مرخّص است و اگر خواهيد كه پيش من بمانيد اينجا خانهء شماست . و چون نيكويى و حسن خلق از عماد الدّوله ديدند همه ملازمت او را برگزيدند . از جملهء امور