قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1753
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و نهم از رحلت خير البشر در محرّم اين سال ، حجّاج خراسان و عراق عجم و ساير بلاد مشرق در بغداد جمع شده به عرض خليفه رسانيدند كه قرامطه راه حرمين را مسدود داشتند ، بايد از دار الخلافه كسى تعيين شود تا مردم فارغ البال به اداى مناسك حجّ قيام نموده به دعاى دوام دولت خليفه مشغول باشند . بنابراين ، المقتدر باللّه مونس خادم را با لشكرى بسيار به بدرقهء حجّاج بيت اللّه تعيين فرمود و مردم از اين جهت بسيار خوشحال گشتند . القصّه ، چون مونس متوجّه حرمين گشت در اثناى راه خبر به او رسيد كه قرامطه سر راه را گرفتند . مونس خادم جادهء متعارف را گذاشته راه كوه اختيار كرد و در آن راه اگرچه مردم به واسطهء قلّت آب بسيار آزار كشيدند ، امّا عجايب و غرايب بسيار مشاهده كردند . از جمله در تاريخ ابن جوزى مسطور است كه در آن راه به جايى رسيدند كه خلايق از مرد و زن سنگ شده بودند و اكثر ايشان به صنايع خود مشغول ، چنانچه زنى را ديدند كه بر تنور ايستاده نان مىپخت و آن زن با تنورش سنگ شده بود . و اين مردم قوىهيكل و عظيم الجثّه بودند . مونس خادم بعضى از آن صورتها را بار كرده به بغداد آورد كه مردم مبادا حمل بر گزاف و كذب نمايند . و از جملهء وقايع اين سال آنكه ثمال كه حاكم طرسوس بود ، دو بار لشكر به بلاد روم كشيد و هربار غنايم بسيار از زر و نقره و اقمشه بىنهايت به دست آورد و سه هزار اسير در مرتبهء اوّل گرفت و مرتبه دويّم نيز اسير بسيار آورد ، چنانچه مردم روم از وى بسيار هراسان و خايف شدند . در اين اثنا ، ابن ديرانى ارمنى كه پادشاه ارمنيه بود ، به قيصر روم نوشت كه : « تو لشكر به بلاد اسلام بفرست كه من از اين جانب مدد مىكنم و از ايشان انتقام مىكشيم . » بنابراين ، قيصر روم با لشكرى عظيم متوجّه بلاد اسلام گشت . امّا قبل از آنكه لشكر روم به بلاد اسلام رسد مفلح ، نايب آذربايجان ، از اتّفاق ابن