قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1751
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و هشتم از رحلت خير البشر در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه از جمله وقايع اين سال يكى آن بود كه آن جماعتى كه مقتدر را از خانهء مونس خادم بيرون آورده به دار الخلافه برده بودند و ايشان را « رجالهء مصافيه » گفتندى ، بعد از اين شروع در بىاندامى كردند و نسبت به خليفه امور ناشايست مىگفتند . يكى از آن امورى كه ضرب المثل خود دائما ساخته بودند آن بود كه مىگفتند كه هركه خر را بر بام برد پايينش نيز تواند آورد « 1 » . و امثال اين سخنان بسيار مىگفتند . بنابراين ، مقتدر فرمود تا ايشان را از بغداد بيرون كردند و خانههاى ايشان را سوختند ، چنانچه جمعى كثير از زن و فرزند ايشان بسوخت . القصّه ، ايشان از بغداد به واسط رفته استيلا پيدا كرده عامل واسط را از شهر بيرون كردند . بنابراين ، مونس خادم با لشكرى مستعد متوجّه آن حدود شده ايشان را بالكليّه مستأصل گردانيد . و از جمله وقايع اين سال يكى آن بود كه در ولايت سنجار مردى كه او را « صالح بن محمود » گفتندى ، پيدا شد و مردم را به مذهبى غير مكرّر دعوت نمود و خلقى بسيار اجابت او كردند . خلاصهء مذهب او آن بود كه مىگفت : من شيخين ، يعنى ابو بكر و عمر ، را دوست مىدارم و از خئنين ، يعنى دو داماد ، كه عثمان و على است بيزارم و مسح خفين را منكرم . القصّه ، چندان خلق بر وى جمع شد كه از حدّ و حصر بيرون بود و فساد بسيار كرد . پس نصر بن حمدان به دفع او متوجّه شد . بعد از محاربات بسيار صالح بن محمود با دو پسرش دستگير شد و در بغداد به قتل رسيد . در اين اثنا ، در بلاد موصل شخصى ديگر خروج
--> ( 1 ) . غرض از اين ضرب المثلهاى طنزآميز خوار داشتن مقتدر بود . غير از اين مىگفتند : من اعان ظالما سلطه اللّه عليه ؛ يعنى : هركه ستمگرى را يارى كند خداوند همان ستمگر را بر يارىكننده چيره خواهد كرد . و منظورشان اين بود كه ما مقتدر ظالم را يارى كرديم و او بر ما مسلط شده است ؛ - الكامل ، ج 13 ، ص 247 .