قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1734
تاريخ الفي ( فارسى )
را در زندان نگاه داشتند و طعام و شراب از وى بازگرفتند تا بعد از سه روز بمرد . و از جمله وقايع اين سال استيلاى اسفار بن شيرويه بود بر ولايت جرجان . و از تاريخ روضة الصّفا چنين معلوم مىشود كه غلبهء اسفار بن شيرويه بر ولايت جرجان از جمله وقايع سال بعد از اين است . على التّقديرين مفصّل اين مجمل آنكه قبل از اين مذكور شد كه امير نصر بن احمد بن اسماعيل سامانى ولايت رى و نواحى آن را از دست فاتك ، غلام يوسف بن ابو السّاج مستخلص گردانيده محمّد بن صعلوك را در آنجا به حكومت گذارده و در اين سال محمّد بن صعلوك را بيمارى عارض شد . [ وى ] ماكان بن كاكى را از مدينه طلبيده رى را به او تسليم نمود و خود متوجّه خراسان شد و چون به دامغان رسيد وفات يافت . و امّا اسفار بن شيرويه اوّلا از اصحاب ماكان بن كاكى ديلمى بود و چون ناهموارى بسيار مىكرد ماكان بن كاكى او را از ميانهء لشكر خود بيرون كرد . پس اسفار از پيش او بيرون آمده خود را به ملازمت بكر بن محمّد [ بن اليسع ] ، كه در آن زمان حاكم نيشابور بود ، باز بست . چون ماكان بن كاكى اكثر اوقات در طبرستان مىبود بكر بن محمّد لشكرى آراسته متوجّه جرجان گشت . و در آن وقت در جرجان برادر ماكان ، ابو الحسن بن كاكى ، مىبود . در اين اثنا ، ابو على بن الحسن الاطروش قصد كشتن علوى « 1 » نمود . اتّفاقا ، علوى بر وى ظفر يافت و او را بكشت و على الصّباح پيش ابو الحسن بن كاكى آمد و با او به شراب خوردن مشغول شد . ابو الحسن ياران خود را متفرّق ساخت و قصد كشتن علوى كرد . اتّفاقا علوى ، ابو الحسن را نيز بكشت و مردم با علوى بيعت كردند . علوى شب اسير بود و بامداد امير شد و سپهسالارى لشكر را به علىّ بن خورشيد داد و اسفار بن شيرويه را از پيش بكر بن محمّد طلب داشت . اسفار از بكر بن محمّد دستورى گرفته به جرجان آمد و به اتّفاق علىّ بن خورشيد به ضبط جرجان و نواحى آن مشغول شدند . چون ماكان بن كاكى بر اين قضيّه اطلاع يافت از طبرستان لشكرى عظيم برداشته متوجّه حرب ايشان گشت . بعد از تلاقى فريقين ماكان بن كاكى روى به هزيمت آورد . ايشان تعاقب او نموده او را از طبرستان بيرون كردند و حكومت طبرستان نيز بر علوى قرار گرفت . بعد از چند روز علوى در اثناى چوگان باختن از اسب افتاد و درگذشت و علىّ بن خورشيد نيز وفات يافت و حكومت آن ديار به اسفار بن شيرويه قرار گرفت . ماكان بن كاكى چون اين خبر يافت باز به جنگ اسفار متوجّه شد و اين نوبت اسفار هزيمت يافته باز به خدمت بكر بن محمّد رفت و چندان در آنجا مىبود كه بكر بن محمّد نيز وفات يافت و حكومت آن ديار به امير سعيد بن نصر بن احمد قرار گرفت و [ 209 الف ] اسفار نيز خود را به امير سعيد باز بست و خطبه و سكّه به نام او خواند . امّا چون
--> ( 1 ) . مراد حسن بن قاسم ملقّب به « داعى صغير » داماد ناصر كبير است .