قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1722
تاريخ الفي ( فارسى )
رسانيده به من مىگويند . زينهار ! تو را به خاطر چيزى نرسد ! چه ما مىدانيم كه تو دولتخواه مايى . امّا چون وزير از پيش خليفه بيرون آمده متوجّه دار الوزاره شد نصر حاجب تصريحا و تعريضا سخنان درشت نسبت به ابن فرات گفت . امّا ابن فرات آنها را به روى خود نياورده به طريق سابق در دار الوزاره نشست و به مهمّات ديوانى مشغول گشت ، هرچند در خاطر متحيّر و متفكّر مىبود . القصّه ، آن شب ابن فرات انديشهناك بود كه آيا اين صحبت عاقبت به كجا رسد . و هنوز صبح روشن نشده بود كه دو سرهنگ از قبل خليفه به حرمسراى ابن فرات بىرخصت درآمدند و او را سربرهنه از ميان زنان خود بيرون آوردند و پسرش را نيز به كمال خوارى و زارى از خانه بيرون كشيدند و به انواع عقوبات معاقب ساخته از ايشان زر بسيار تحصيل نمودند ، چنانچه دو هزار هزار دينار از ابن فرات و سه هزار هزار دينار از پسرش گرفتند . بعد از آن ، ايشان را در بند نگاه داشته به طلب مونس كس فرستادند . چون مونس به بغداد درآمد ابن فرات را با پسرش به او حواله فرمودند . او بعد از اهانت هر دو را به اشارهء خليفه به قتل رسانيد « 1 » . و در نهم شهر ربيع الاول اين سال منصب وزارت را به ابو القاسم عبد اللّه بن محمّد بن يحيى بن خاقان « 2 » قرار گرفت . چون ميانهء على بن عيسى كه بعد از عزل وزارت و اداى مصادرات ديوانى از بغداد گريخته به جانب يمن رفت و در صنعاى يمن مىبود و ابو القاسم خاقانى كه الحال وزير شده رابطهء دوستى مؤكّد بود و مونس خادم را نيز با علىّ بن عيسى محبّت ديرينه بود در اين اوقات او را از صنعا طلب داشته به وزارت مصر و شام مقرّر گردانيدند و مونس خادم به دفع قرامطه مقرّر شد . القصّه ، چون مونس خادم متوجّه جنگ ابو طاهر قرمطى گشت ابو طاهر مجموع اسيران را كه مجموع دو هزار مرد و ششصد زن با ابو الهيجاء حمدان « 3 » بودند از بند بيرون آورده رخصت نمود . بنابراين ، مونس از سر محاربهء او درگذشت و در كوفه به نيابت خود ياقوت خادم را گذاشته خود به جانب واسط رفت . و هم در اين سال ، شخصى در كوفه پيدا شد كه دعوى مىكرد كه من محمّد بن اسماعيل بن جعفر صادقام . از اعراب خلقى بسيار به متابعت او درآمدند و به واسطهء اين ، فتنهء او بلند شد و روز به روز كار او قوّت مىگرفت . بنابراين ، وزير ابو القاسم خاقانى پياپى لشكر به دفع او فرستاد تا جمعيت او متفرّق شد و او از ميانه غايب گشت . و در تاريخ ابن كثير شامى قصّهء قتل ابن فرات وزير بر اين وجه مسطور است كه چون خليفه حكم كرد به گرفتن ابن فرات و پسرش ، پسر او
--> ( 1 ) . ابن أثير نويسد : « آنگاه او [ - ابن فرات ] را به شفيع لؤلؤى سپرد كه نزد او بازداشت شد . » ؛ - الكامل ، ج 13 ، ص 189 . ( 2 ) . نام و كنيهء وى در الأعلام زركلى بدين صورت ثبت شده است : « ابو القاسم عبد اللّه بن محمّد بن عبيد اللّه بن يحيى بن خاقان » . ( 3 ) . در باب اخبار خاندان حمدان ؛ - طبقات سلاطين اسلام ، ص 99 به بعد .