قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1505
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال دويست و هشتم از رحلت خير البشر و در سال دويست و هشتم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التحيّة من الملك الأكبر ، در روز غرّهء شهر جمادى الأخرى مأمون پسر خود ، عباس ، را به تجديد و تعمير بناى شهر طوانه فرستاد و فرامين به طلب معماران ماهر به مصر و شام و عراق عرب و عراق عجم و ساير بلاد فرستاده فرمود كه بايد اصل عمارت شهر يك ميل در يك ميل باشد و سور آن سه فرسخ در سه فرسخ و بايد كه سه دروازه داشته باشد و بر هر دروازه حصنى محكم . و هم در اين سال ، فرمانى به اسحاق بن ابراهيم بن مصعب ، برادر طاهر ذو اليمينين ، كه نايب بغداد بود نوشته مشتمل بر آنكه : « بايد در ساعت ، بىتأخير ، علما و فقهاى عراقين را جمع نموده و رسالهاى كه در خلق قرآن نوشته فرستادهايم بر ايشان بخوانى تا هركه بعد از اطلاع بر آن و فهم آن ، از روى بصيرت قايل به خلق قرآن شود امر او را شهرت دهى و خط او را نزد ما فرستى و هركه با وجود اين دلايل قاطعه از روى عناد و مكابره پيش آمده انكار نمايد او را مقيّد ساخته نزد ما فرستى تا آنچه رأى ما مقتضى باشد در حقّ او عمل نماييم . » « 1 » چون اسحاق بن ابراهيم در روز جمعه اين فرمان را بر سر منبر برخواند و علما را جمع نموده از اين معنى استفسار نمود اكثرى به خلق قرآن قايل شده در آن باب خطوط خود نوشتند ، الّا چهار كس : احمد بن حنبل ، محمّد بن نوح جنديشابورى ، حسن بن حماد سجاه و عبد اللّه بن عمر قوازيرى ؛
--> ( 1 ) . مأمون قبل از ارسال اين رساله به سوى اسحاق بن ابراهيم ، هفت نفر از قاضيان بغداد را در رقّه به حضور طلبيد و پس از اطمينان يافتن از مخلوق بودن قرآن به فتواى آن هفت نفر ، دست به تقرير آن نامه زد . هفت قاضى عبارت بودند از : محمّد بن سعد كاتب واقدى ، ابو مسلم نمايندهء يزيد بن هارون ، يحيى بن معين ، ابو خيثمه زهر بن حرب ، اسماعيل بن ابو مسعود ، و احمد بن دورقى .