قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1691
تاريخ الفي ( فارسى )
جواب داد كه : در ايّام عظمت و شوكت بر خود واجب و لازم مىدانيم كه دوستان را از شأنشان نيفكنيم ، بلكه در قدر آن جماعت بيفزاييم تا اخلاص ايشان نسبت به ما ظاهر گردد و زياده شود ، و به شكرانهء آنكه خداى عزّ و جلّ درجهء ما رفيع گردانيد ما را نيز در ترفيع دوستان و يكجهتان بايد كوشيد . و بعد از او ، ابو نصر احمد بن اسماعيل به امر حكومت قرار گرفت و مكتفى جهت او عهد و لوا فرستاد . احمد در مبدأ سلطنت خود خواست كه متوجّه خراسان شود . ابراهيم زيد با او گفت كه : اوّلا بايد به سمرقند بايد رفت و خاطر از عمّ خويش اسحاق ، كه دشمن خانگى است جمع ساخت . ابو نصر احمد بن اسماعيل به صوابديد ابراهيم زيد به جانب سمرقند شتافته اسحاق را به دست آورده به بخارا آورده محبوس ساخت و از آنجا به صوب خراسان نهضت فرمود . چون به نيشابور رسيد بارس كبير ، كه به نيابت امير اسماعيل به حكومت جرجان مشغول بود ، گريخته به بغداد رفت . منشأ گريختن او آن بود كه او را از خراج رى و طبرستان مال فراوان جمع آورده بود ؛ چنانچه ، در خزانهء او هشتاد خروار زر مسكوك غير از فلورى « 1 » و نقره موجود بود و اجناس و امتعهء او را حساب نبود و پيش از فوت امير اسماعيل به اندك مدّت اين خزانه را بار كرده متوجّه بخارا گشت . اتّفاقا در اثناى راه خبر موت امير اسماعيل را شنيده بازگشت و آن اموال را تصرّف نمود و داعيهء استقلال از خاطرش سر بر زد . و چون خبر توجّه امير احمد بن اسماعيل [ را ] شنيد مضطرب گشته رسولى پيش خليفه مكتفى فرستاده رخصت طلبيد كه به خدمت شتابد . مكتفى رخصت داد و بارس با چهار هزار سوار و خزينهاى چنين متوجّه بغداد شد . در حين رسيدن او به بغداد مكتفى خليفه وفات يافت . و اين واقعه در ذيقعدهء اين سال بود . زمان خلافتش به قول مسعودى شش سال و شش ماه و شانزده روز بود و مدّت حياتش سى و سه سال و هشت ماه « 2 » . ذكر خلافت المقتدر باللّه چون مكتفى وفات يافت در سحر سيزدهم ذيقعدهء اين سال به سعى عباس بن حسن - كه از وزراى عالىمقدار بود امر خلافت بر المقتدر باللّه ابو الفضل جعفر بن احمد المعتضد قرار گرفت . سنّ او سيزده سال بود . چون بر سرير خلافت قرار گرفت چهار ركعت نماز كرد و به آواز بلند دعايى را از جهت خود و رفاهيت تمام خلايق خواند و مردم آمين گفتند . چون از
--> ( 1 ) . فلورينو ؛ سكهء رايج در هلند ، معادل پنجاه هزار تومان شاهى عراقى ؛ - لغتنامهء دهخدا . ( 2 ) . و نيز در ترجمهء مروج الذّهب ( ج 2 ، ص 665 ) آمده است : « وفاتش به روز يكشنبه سيزدهم ذيقعده سال دويست و نود و پنجم بود و در آن وقت سى و يك سال و سه ماه داشت . »