قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1646
تاريخ الفي ( فارسى )
و در سال دويست و شصت و سيّم از رحلت ، [ ميان ] اسحاق بن كنداجيق ، والى موصل و جزيره ، و ابن ابو السّاج ، حاكم قنّسرين كه مدّتهاى مديد با يكديگر اتّفاق و اتّحاد داشتند ، كدورتى واقع شد و كار به سرحدّ جنگ رسيد و ابن ابو السّاج پناه به خماروية بن احمد بن طولون آورد . خمارويه جهت امداد ابن ابو السّاج به شام آمد و ابن ابو السّاج با او ملاقات نموده به اتّفاق يكديگر متوجّه قلع و قمع اسحاق بن كنداجيق گشتند . بعد از محاربهء بسيار اسحاق طاقت مقاومت نياورده روى به گريز آورده خود را در قلعهء ماردين گرفت و ابن ابو السّاج تمامى ولايت موصل و جزيره را متصرّف شده به اسم خماروية بن احمد بن طولون خطبه خواند و كار خمارويه بالا گرفت . و در همين سال ، موفّق ، لؤلؤ ، غلام احمد بن طولون ، را گرفته در بند كرد و بعد از تحصيل چهار صد هزار دينار از وى او را از بند خلاص كرد و او در كمال فقر و خوارى با يك غلام خدمتكار در ايّام حكومت هارون بن خمارويه به مصر رفت « 1 » . اين است جزاى كفران نعمت خود . و از جمله وقايع اين سال آنكه پسران قيصر روم با يكديگر اتّفاق نموده پدر خود را كشتند و يكى از آنها به جاى پدر خود به حكومت نشست . و در اين سال محمّد بن عبد الرّحمن بن حكم اموى ، پادشاه اندلس ، بعد از سلطنت سى و چهار سال و يازده ماه وفات يافت و به جاى او پسرش منذر بن محمّد بر سرير حكومت قرار گرفت . و خلف بن احمد ، امير خراسان ، در اين سال در بند خليفه معتمد وفات يافت . و از كبار محدّثين ابن ماجه قزوينى « 2 » كه صاحب سير است نيز در اين سال درگذشت .
--> ( 1 ) . از قول لؤلؤ نقل كردهاند كه : « براى خودم بجز كثرت مالم گناهى نمىشناختم كه مرا درخور اين رفتار كرده است » ؛ طبرى - تاريخ طبرى ، ج 15 ، ص 6632 ؛ نيز ؛ - ابن اثير ، الكامل ، ج 12 ، ص 264 . ( 2 ) . ابو عبد اللّه محمّد بن ( يزيد بن ) ماجه قزوينى ، مؤلّف سنن در حديث . اين كتاب يكى از كتب ششگانهء معروف اهل سنّت است ؛ - حاجى خليفه ، كشف الظنون ، ج 2 ، ص 1004 .