قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1632

تاريخ الفي ( فارسى )

دست آورده پنج هزار عورات مسلمانان را كه در بند زنگيان « 1 » بودند ، خلاص نموده به اوطان خود فرستاد . بعد از آن ، فرمود تا آن شهر را با زمين برابر ساختند ، به نوعى كه اثرى از آن نماند . و از آنجا موفّق و پسرش ابو العباس كه ملقّب به « معتضد » است ، متوجّه منصوره شده در منصوره از امراى صاحب زنج سليمان بن جامع و احمد بن جندى بود كه مدار حلّ عقد آن شهر بر ايشان بود و باقى امرا به متابعت ايشان مأمور بود . القصّه ، به مجرّد رسيدن ابو العباس معتضد تيرى بر سينهء احمد بن جندى زد كه على الفور به عالم آخرت شتافت . و در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه در بيست و هفتم شهر ربيع الآخر موفّق به حوالى شهر منصوره رسيد ديد كه شهرى است در كمال استحكام ، پنج خندق و پنج حصار دارد و هر حصارى كه اندرون است بلندتر از حصار بيرون است ، چنانچه هركه جرأت نمود به حوالى حصار بيرون رود به يك بار از هر پنج حصار تفنگ و سنگ منجنيق بيرون مىآمد . القصّه ، موفّق چون استحكام و متانت آن شهر كوه‌پيكر را ملاحظه نمود از اسب فرود آمد و دو ركعت نماز ادا كرده از حقّ ، سبحانه و تعالى ، كه عزّت و خوارى در دست اوست ، نصرت طلبيده شروع در جنگ كرد . چند روز ميانهء ايشان على الاتصّال جنگ بود . آخر الأمر ، موفّق به نصرت و ظفر موفّق گرديده شهر منصوره را نيز فتح نمود . سليمان بن جامع با معدودى چند بيرون رفت و زن و فرزند صاحب زنج با اهل و عيال و ساير امراى او اسير گشت و از عورات و اطفال مسلمانان ، چه از كوفه و بصره و ساير بلاد مسلمانان ، هزار نفر كه در بند آن جماعت بودند موفّق ايشان را تفقّد و رعايت نموده به اوطان خود فرستاد و منادى نمود كه : از لشكريان صاحب زنج هركه پيش من آيد او با اهل و عيال خود در امان است . از اين جهت خلقى بسيار از متابعان صاحب زنج ملازمت موفّق را اختيار نمودند و بعد از هفده روز كه موفّق در شهر منصوره بود و اموال و غنايم را قسمت مىنمود ، فرمود تا منصوره را مانند منيعه به خاك برابر ساخته اثرى از آثار او نگذاشتند . بعد از آن ، موفّق عنان عزيمت به جانب اهواز كه مجمع لشكر صاحب زنج شده بود ، منعطف داشته اكثر امراى او را به رفق و مدارا مطيع خود گردانيده و جماعتى كه مادهء فتنه و فساد بود مثل ابو عيسى بن محمّد بن ابراهيم بصرى ، كه از علماى اصحاب زنج بود ، و امثال آن به قتل رسانيد و غنايم بسيار به دست آورد . موفّق بعد از آن ، مكتوبى نوشت به صاحب زنج و او را به اطاعت و انقياد خليفه دعوت نمود . صاحب زنج از كمال غرور در جواب موفّق بسيار درشتى كرد . بنابراين ، موفّق با پنجاه هزار سوار متوجّه دار الملك او ، كه او را « مختاره » گفتندى ، گشت . چون صاحب زنج از سپاه خود اندك بىتفاوتى مشاهده مىنمود ، چرا كه هر

--> ( 1 ) . متن : زنجيان . - و .