قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1497

تاريخ الفي ( فارسى )

[ جلد سوم ] ذكر وقايع سال دويست و يكم تا دويست و سيّم از رحلت خير البشر و جلال الدّين سيوطى « 1 » مصرى كه از اكابر اهل سنّت و جماعت است ، در تاريخ الخلفا آورده كه در سال دويست و يكم از رحلت پيغمبر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، مأمون در بغداد و ساير بلاد منادى فرمود كه هركه معاويه را به نيكى ياد كند يا او را بر يكى از اصحاب پيغمبر تفضيل دهد خونش هدر باشد . و حكم فرمود كه بايد علىّ بن أبى طالب را بر جميع صحابه « 2 » تفضيل دهند . و در سال دويست و دويم از رحلت پيغمبر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، امر فرمود كه مردم به خلق قرآن قايل شوند و بر سر اين مسئله بعد از الزام كردن فقهاى زمان را ، هركس كه قبول نمىكرد حكم به قتل او مىفرمود ، چنانچه ، تفاصيل آن در تاريخ سيوطى و ساير تواريخ معتبره مسطور است . و در همين سال فدك را به بنى فاطمه داد . و در سال دويست و سيّم از رحلت پيغمبر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، دو شخص در مصر كه يكى را « عبد السلام » و ديگرى را « ابن جليس » مىگفتند ، بر مأمون خروج كردند و او را خلع نمودند . مأمون برادر خود ، ابو اسحاق « 3 » ، با پسرش ، عباس بن ابو اسحاق ، را با لشكرى عظيم به دفع ايشان فرستاد و در يك مجلس پانصد هزار دينار به ابو اسحاق و هزارهزار دينار به امرايى كه همراه او كرده بود ، بخشيد .

--> ( 1 ) . عبد الرّحمن ابو بكر ملقب به جلال الدّين ، اديب ، حافظ ، مورّخ و از اجلّهء علماى اسلامى است . به سال هشتصد و چهل و نه در قاهره متولد شد و به سال نهصد و يازده در همانجا درگذشت . تفصيل اخبار و آثار وى در لغتنامهء دهخدا آمده است . ( 2 ) . حتّى بر جدّ خود عباس عموى رسول الله ( ص ) . ( 3 ) . خليفهء بعدى كه با نام معتصم به جاى مأمون نشست .