قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1597
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال دويست و چهل و چهارم از رحلت خير البشر و در سال دويست و چهل و چهارم از رحلت ، بغا « 1 » از سامره به موصل رفت . در اين وقت كه بغا در موصل بود غلامان معتز سراى او را غارت كردند . چون اين خبر به اردوى بغا رسيد تمامى مردم از وى متفّرق شدند و او تنها با يك خدمتكار در زورقى نشسته به سامره آمد . همينكه به سامره آمد مردم عسس او را گرفته به موكّل سپردند . اين خبر چون به معتز رسيد فرمود تا او را بكشند « 2 » . چون وليد مغربى سر بغا را نزد معتز آورد خلعت پادشاهانه و ده هزار دينار به او بخشيد و فرمود تا سر بغا را در بازار سامره بياويختند و از آنجا به بغداد بردند و جسد او را بسوختند . و از جمله وقايع اين سال ، وفات امام يازدهم ابو الحسن على الهادى بن محمّد بن علىّ بن موسى بن جعفر بن محمّد بن زين العابدين ، عليهم السّلام ، بود . كنيت آن حضرت « ابو الحسن » بود و لقبش « هادى » و به « عسكرى » مشهور و « نقى » نيز خوانند . ولادت او در مكّه اتّفاق افتاد و در ذيحجّهء سنهء احدى عشر و مأتين [ سال 211 ] و به روايت ابن عباس روز ولادت آن حضرت روز سهشنبه بود پنجم ماه رجب اين سال بود . اقوال ديگر نيز در اين باب وارد است . [ 196 الف ] و متوكّل آن حضرت را از مدينه به سرّ من رأى ، كه الحال به « سامره » مشهور است ، طلبيده در خان الصعاليك جاى داد . اتّفاقا ، روزى صالح بن سعيد كه از مخلصان اهل بيت بود ، به خدمت آن حضرت رسيده ديد كه ايشان را به جاى مناسب فرود نياوردند ، بنابراين از روى تأسف گفت : يابن رسول اللّه ، اين جماعت همه در اخفاى قدر و اطفاى نور تو
--> ( 1 ) . مراد بغاى صغير يا بغاى شرابى است . ( 2 ) . ابن أثير تصريح مىكند كه : « علّت قتل او اين بود كه معتز را وادار مىكرد كه به شهر بغداد منتقل شود . معتز خوددارى مىكرد و اكراه مىداشت . » ؛ - الكامل ، ج 12 ، ص 51 .