قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1494

تاريخ الفي ( فارسى )

عنايات پادشاهانه سرافراز ساخت و هر يكى را فراخور حال او تشريف ارزانى داشت . بعد از آن ، مأمون روى به امام محمّد جواد آورده گفت : يابن رسول اللّه ، اگر احكام اين مسئله را بيان فرمايى نعمت افاده به كمال مىرسد . پس آن حضرت احكام هر يكى از شقوق را بيان فرمود و تفصيل آن در كتب مفصّله مسطور است . و بعد از آن حضرت امام محمّد جواد روى به يحيى بن اكثم آورده گفت : اى يحيى ، از تو مسأله‌اى پرسم ؟ گفت : يابن رسول اللّه بپرسيد . اگر مىدانم مىگويم ، و الّا مستفيد مىشوم . پس امام فرمود : مرا خبر ده از مردى كه صباح نظر كرد بر عورتى و نظرش بر وى حرام بود ، و بعد از يك ساعت ديدن او ، آن عورت حلال شد ، و چون نيم روز شد باز آن عورت بر وى حرام شد ، و چون وقت عصر گشت باز بر وى حلال گشت ، و وقت مغرب باز بر وى حرام گشت . يحيى گفت : و اللّه كه من جواب اين مسئله را نمىدانم . مأمون گفت : يابن رسول اللّه ، بيان فرماييد . امام فرمود : اين عورت على الصّباح كنيز مردى بود و نظر اجنبى به كنيز مردمان حرام است . و بعد از ساعتى ، اين مرد او را خريد ، نظر بر وى حلال شد . و بعد از ساعتى او را آزاد نمود ، باز نظرش بر وى حرام شد . ساعتى ديگر ، او را عقد كرد ، بر وى حلال شد . ساعتى ديگر ، طلاق كرد ، بر وى حرام شد . و در همين مجلس ، پوران ، « 1 » دختر حسن بن سهل ، را مأمون به حبالهء نكاح خود درآورد و حسن جشنى آراست كه در زمان جاهليت و اسلام مثل آن كسى نشان نمىداد . « 2 » از جمله تكلّفات يكى آن بود كه حسن فرمود تا بناديق « 3 » مشك كه مشتمل بود بر كاغذ پاره‌هايى كه در آنجا اسامى ضياع و نامهاى كنيزان و غلامان نوشته بودند بر بنى هاشم و امرا و اعيان بپاشيدند . هر بندقى به حسب طالع نصيب شخصى شده آن مرد به وكيل حسن رجوع نموده آنچه در آن رقعه بود از وى مىگرفت . همچنين بر ساير مردم نافه‌هاى مشك و بيضه‌هاى عنبر نثار مىكردند . و در شب زفاف هزار دانهء مرواريد كه هر يكى برابر و شبيه به تخم گنجشك بود ، در باركشى زرّين نهاده در وقتى كه پوران را به خدمت مأمون آوردند بر سر او ريختند و مأمون بر سر بساط زربفت نشسته بود . چون نظرش بر اين مرواريدها افتاد گفت : قاتل اللّه . ابو نواس گويا در اين مجلس حاضر بوده

--> ( 1 ) . نام اصليش خديجه بود ، امّا به « بوران » شهرت يافته ، سال فوت وى در دويست و هفتاد و يك ذكر شده است . مصادر اخبارش در الأعلام زركلى ( ج 2 ، ص 56 ) ثبت شده است . هندو شاه نويسد : « بورانى كه از كشك و بادمجان مىسازند اختراع اين بوران است . » ؛ - تجارب السّلف ، ص 165 . ( 2 ) . براى مطالعهء جلوه‌هاى دلپذير اين عروسى ؛ - مجمل التواريخ و القصص ، ص 354 ؛ ثعالبى ، لطائف المعارف ، ص 171 ؛ نظامى عروضى ، چهار مقاله ، 34 ؛ شابشى ، ديارات ، ص 100 . ( 3 ) . بناديق : در متن به همين صورت آمده است كه ظاهرا نادرست است ؛ چرا كه ، جمع بندق ( به معنى گلوله ) بنادق است . - و .