قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

792

تاريخ الفي ( فارسى )

نيزهء او درهم شكست . آنگاه تيغ آبدار بركشيد و هركس را كه بر فرق مىزد تا سينه مىشكافت و هركه را بر ميان مىزد چون خيار تر به دو نيم مىكرد . گاهى متوجه ميسره شده جمعى از ايشان را پريشان كردى و گاهى حمله بر ميمنه بردى و شور از لشكريان برآوردى . القصّه ، بدين‌سان كارزار مىنمود تا نزديك علمدار لشكر عمر سعد رسيد و خواست كه علمدار را با علم به دو نيم كند كه شمر ذى الجوشن حكم به لشكر كرد كه دور او را فرو گيرند . به يكباره لشكر غلبه كردند و از اطراف و جوانب زخم بر وى زدن گرفتند . حرّ در ميان آن گروه مىجوشيد و مىخروشيد و مردانه مىكوشيد تا آنكه قسورة بن كنانه نيزه‌اى بر سينهء حرّ زد كه بر او جاى گرفت . حرّ در گرمى زخم در نگريست . قسوره را ديد كه خود از سرش جدا شده . شمشيرى بينداخت بر فرق قسوره كه تا سينه‌اش بشكافت . قسوره از اسب درگشت و حرّ نيز از اسب درافتاد و نعره‌اى زد كه : اى پسر رسول خدا ، مرا درياب . امام حسين ، عليه السّلام ، مركب در تاخت و حرّ را از ميان ميدان در ربود و پيش صف لشكر خود برآورد . « 1 » پس پياده شده بنشست و سر حرّ را در كنار خود نهاده به آستين گرد از رخسار وى پاك مىكرد . حرّ را رمقى مانده بود ، ديده باز كرده سر خود را در كنار امام حسين ديد . تبسّمى كرد و گفت : يابن رسول اللّه ، از من راضى شدى ؟ امام حسين فرمود : من از تو خشنودم خدا نيز از تو راضى باد . حرّ از اين بشارت شادمان شده نقد جان نثار نمود . امام حسين و اصحابش بر حرّ بسيار گريستند . « 2 » به روايت روضة الشهدا بعد از شهادت حرّ برادر او مصعب بن يزيد به اجازت امام حسين روى به ميدان نهاده بعد از كارزار مردانه شربت شهادت نوش كرد . نيز در روضة الشهدا مسطور است كه حرّ پسرى داشت در ميان لشكر كوفه كه نامش على بود . چون پدر و عمّ خود را ديد ، بىطاقت شده غلام خود را گفت : بيا تا اسبان را آب دهيم . پس هر دو سواره از ميان لشكر عمر سعد بيرون تاخته روى به صف لشكر امام حسين آوردند . چون علىّ بن الحرّ نزديك امام حسين رسيد از مركب پياده شده زمين ادب ببوسيد و نزديك پدر آمده روى بر وى ماليد . امام حسين فرمود : اى جوان تو كيستى ؟ گفت : يابن رسول اللّه ، من پسر حرّم كه در خدمتت

--> ( 1 ) . طبرى و ابن كثير معتقدند كه بدن نيمه جان حرّ را از ميان قتلگاه به طرف خيمه‌ها حمل كردند و در كنار خيمهء اجساد شهدا ، كه در آخرين نقطهء خيمه‌گاه به طرف ميدان قرار داشت ، نهادند . ( 2 ) . امام حسين ( ع ) پس از شهادت حرّ اين ابيات را در رثاى وى خواند : لنعم الحرّ حرّ بنى رياح . . . يعنى : چه نيكو مردى است حرّ ، حرّ رياحىّ ، شكيبا و صبور به هنگام جنگ و كثرت نيزه‌ها . و چه نيكو مردى است حرّ آنگاه كه حسين ندا داد و او به هنگام دعوت حسين جانش را فدا كرد . پروردگارا ! در بهشت برين از وى پذيرايى كن و از حوريان زيبا و نمكين براى وى همسر قرار ده ؛ - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 14 ؛ امالى ، مجلس 30 ؛ مقتل عوالم ، ص 85 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 11 به نقل سخنان حسين بن على ( ع ) . . . ، ص 287 .