قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1485
تاريخ الفي ( فارسى )
حقيقت حال استكشاف نمود معلوم شد كه فرستادهء احمد بن ابو خالد او را زهر داده بود . « 1 » پس احمد را بسيار پسنديده داشت . و از جمله وقايع اين سال فوت واقدى « 2 » كه از مشاهير علماى كبار و اعاظم اصحاب اخبار است ، بوده . مدّت حيات او هفتاد و هفت سال بود . و در هر باب تصانيف مسلّمه دارد . و از غرايب واقعاتى كه در بعضى تواريخ معتبره از واقدى نقل كردهاند آن است كه گفت : من دو دوست مىداشتم ، و يكى از آن دو دوست هاشمى بود و قاعدهء خلوص و اتحاد ميانهء ما به مثابهاى مؤكّد بود كه هر سه خود را نفس واحد تصوّر مىكرديم . اتّفاقا ، در وقتى افلاس و پريشانى حال من به درجهء كمال رسيد . روزى نزديك به عيد ، مادر اطفال با من گفت كه : ما در شدّت و محنت شاكر و صابريم ، ليكن دل من تحمّل بىنوايى فرزندان ندارد ؛ چه ، ابناى جنس ايشان در اين روز عيد جامههاى رنگين خواهند پوشيد و اين مستمندان با جامههاى كهنه خواهند بود . اگر مىتوانى تدبيرى كن تا محقّرى به دست آيد تا دربهاى كسوت جگرگوشگان مصروف گردد . واقدى گويد چون من اين سخن شنيدم رقعهاى به دوست هاشمى خود نوشتم كه : « بدانچه قدرت داشته باشى مدد فرماى كه احتياج بسيار داريم . » بعد از ساعتى ، ديدم كه آن صديق هاشمى كيسهاى به مهر روان كرده پيغام داد كه : در اين صرّه هزار درهم است . واقدى گويد كه هنوز سر آن صرّه را نگشوده بودم كه شخصى از دوست ديگر نوشتهاى به من آورد به همان مضمون كه من به دوست هاشمى نوشته بودم . من كيسهء زر را به تمام نزد او فرستادم و از شرمندگى اطفال آن شب به خانه نرفتم و در مسجد ماندم و صباح مادر اطفال به واسطهء ايثارى كه كرده بودم مرا بسيار برنجانيد . اتّفاقا ، همان زمان دوست هاشمى كس نزد من فرستاد كه : وجهى را كه به تو فرستاده بودم چه كردى ؟ من صورت واقعه را براستى نوشتم و ارسال داشتم . ساعتى نگذشت كه رقعهء آن صديق هاشمى به طلب من رسيد . چون به منزل او رسيدم ديدم همان صرّه پيش او نهاده . گفت : ديروز چون نوشتهء تو به من رسيد با آنكه غير از اين هزار درهم هيچ نداشتم مروّت چندان اقتضا كرد آن وجه را به تمام نزد تو فرستادم و چون مرا نيز اخراجات ضروريّه واقع بود چاره منحصر در آن دانستم كه بر فلان كس كه دوست من است رقعهاى نوشته التماس كردم كه : « بدانچه توانى مرا دستگيرى كن . » و او همين كيسه به مهر من
--> ( 1 ) . موضوع زهر را ابن خلّكان و هندو شاه نخجوانى در كتاب خود آوردهاند و مىتوان گفت كه اين قسمت از كتاب حاضر با متن وفيات الأعيان و تجارب السّلف مطابق است . ( 2 ) . محمّد بن عمرو بن واقد واقدى مدينى مولى اسلم ، مكنّى به « ابو عبد اللّه » از محدّثان و از قديمىترين مورّخان است . تولّد وى به سال صد و سى هجرى بوده است ؛ - زركلى ، الأعلام .