قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1457
تاريخ الفي ( فارسى )
به جنگ ابراهيم جزّار فرستاد . چون زيد النّار به حدود يمن رسيد ابراهيم متوجّه قتال او شده ميانهء هر دو محاربات بسيار واقع شد ، امّا هيچ يكى بر ديگرى غلبه نتوانستى كرد . در اين اثنا ، در بغداد هواخواهان هرثمة بن أعين خروج كردند و ( با حسن بن سهل ) « 1 » گفتند : ما به امارت تو راضى نيستيم . و اسحاق بن موسى بن مهدى را به نيابت مأمون بر خود امير ساختند و با حسن بن سهل شروع در جنگ كردند . و مدّتى مديد ميانهء هر دو طايفه محاربه مىبود . و چون خبر اين فتنه و آشوب به زيد النّار رسيد با ابراهيم جزّار مصالحه كرده روى به عراق نهاد و از حوالى انبار سر درآورده شروع در افساد نمود . و برادر ابو السّرايا با جمعى اوباش نيز به وى ملحقّ گرديد . القصّه ، در اين سال ، از جميع جوانب و اطراف فتنه و آشوب درگرفت تا آنكه روميان در اين سال بر ملك خود ، اليون ، بيرون آمدند و او را به قتل رسانيدند و ميخائيل را پادشاه خود گردانيدند . و اين نوبت ديگر بود كه قبل از اين ، به هفت سال نيز اليون را از سلطنت عزل كرده و ميخائيل را به حكومت نشانيده بودند و بعد از اندك مدّتى باز اليون را بر سرير حكومت نشانيده ميخائيل را محافظت مىنمودند . و در اين سال ، مأمون ، يحيى بن عامر بن اسماعيل را به سبب آنكه او را « امير الكافرين » خطاب كرده بود به گرسنگى بكشت . و در اين سال ، مأمون فرمود تا جماعت عباسيان را به قلم آوردند . از مرد و زن سى و سه هزار به قلم آمدند و همه را در مرو حاضر گردانيد . * * *
--> ( 1 ) . م : مطلب بين ( ) را ندارد .