قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1447

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال صد و هشتاد و هفتم از رحلت خير البشر و در غرّهء محرّم سال صد و هشتاد و هفتم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، طاهر كار بر مردم شهر تنگ گرفت و از اطراف و جوانب منجنيقها تعبيه نمود و در اين وقت ، قسم بن رشيد با عمّ خود ، منصور بن مهدى ، هر دو گريخته از بغداد بيرون آمدند و چون پيش مأمون رسيدند لوازم اعزاز و اكرام نسبت به ايشان به جاى آورده ايالت ولايت جرجان را به برادر خود ، قسم بن رشيد ، ارزانى داشت . امّا كار بر محمّد امين چنان تنگ شد كه از اموال و خزاين هيچ چيز پيش وى نماند تا آنكه فرمود ظروف طلا و نقره را دينار و درم زدند و از تجّار شهر بغداد اموال بىنهايت گرفته بر لشكر تقسيم نمود و باوجود اين ، مردم زر از وى گرفته در ساعت روى به لشكرگاه طاهر مىنهادند . طاهر در اين وقت ، در خفيه به جمعى از امراى عباسيّه و هاشميّه كه با محمّد امين مانده بودند امان‌نامه فرستاده و ايشان را بر بيعت مأمون ترغيب مىنمود . اكثر ايشان اين معنى را فوزى عظيم دانسته بيعت كردند . از آن جمله عبيد اللّه بن حميد بن قحطبه ، يحيى بن علىّ بن ماهان ، محمّد بن ابو العباس « 1 » طوسى و جمعى ديگر از امراى از بغداد بيرون آمده به طاهر پيوستند . از عجايب حالات آنكه در اين وقت اتّفاقا ، جمعى از اوباش و اجامرهء بغداد از جانب محمّد امين رفته با جمعى از لشكريان طاهر جنگ كردند . چون مردم طاهر سواره بودند و اين اجامره پياده ، در كوچه بند بغداد سه چهار سوار از ايشان به قتل رسانده اسب ايشان را گرفته نزد محمّد امين آوردند . آن برگشته روزگار به مجرّد همين شروع در لهو و لعب نموده فرمود

--> ( 1 ) . طبرى : ابو العاص .