قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1385
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال صد و شصت و هشتم از رحلت خير البشر و در سال صد و شصت و هشتم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، رشيد ، فضل بن يحيى را به خراسان فرستاد . فضل در خراسان آثار خير ، از مساجد و مرابط و خوانق بسيار ، بنياد نهاد و مردم را بسيار رعايت كرد ، چنانچه آوازهء خوبى او در عالم منتشر گشت و از آنجا به جانب ماوراء النهر رفت و والى آن شهر اسروشنه « 1 » كه تا آن وقت سر به اطاعت و انقياد هيچ احدى فرو نياورده بود كمر اطاعت فضل در ميان بسته به ملازمت او آمد . گويند سبب اطاعت او آن بود كه به واسطهء خوبى فضل بن يحيى كه صيت آن در عالم انتشار يافته بود ، او ديد كه جميع امرا و بلكه رعايا فضل را دوست مىدارند و ملازمت و اطاعت او را خواهانند . بنابراين ، او ناچار قصد ملازمت فضل نموده به خدمت او مشرّف شد و به صلات گرانمايه فايز گشت . آرى جود و سخا را آثار ارجمندتر از اين مىتواند بود . چنانچه در تاريخ ملوك عجم مسطور است ، روزى به سمع يكى از سلاطين كامكار منهيان راست گفتار رسانيدند كه : فلان سپهسالار شما از جادهء فرمانبردارى انحراف خواهد ورزيد و راه سركشى مسلوك خواهد داشت ، بايد كه پيش از آنكه ناپسنديدهاى از قول به فعل آيد به تدارك و تلافى آن اشتغال نمود . پادشاه از اين خبر ، بسيار انديشه كرد و با خود گفت : اگر او عنان عزيمت از روى مخالفت به طرفى از اطراف ممالك گرداند بسيارى از اعيان لشكر و سران سپاه با او راه موافقت پيش گيرند و يمكن كه از آوازهء ياغى شدن او قصورى در اركان ملك پديد آيد و
--> ( 1 ) . از شهرهاى ماوراء النهر بين سمرقند و سيحون . گويا در زمان گشتاسب بنا شده است .