قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1367

تاريخ الفي ( فارسى )

نمود . مادر فضل رشيد را شير داد . « 1 » چون هارون در عيسىآباد بر مسند خلافت نشست وزارت خود را به يحيى « 2 » داد و چون از نماز و دفن برادر فارغ شد اوّلا ابو عصمت را كه يكى از امراى كبار مهدى و هادى بود ، به قتل رسانيد . و سبب قتل او آن بود كه روزى رشيد و جعفر بن هادى كه به فرمان پدرش طايفه‌اى از اكابر امرا به او بيعت كرده بودند و ابو عصمت نيز از آن جمله بود ، بر سر جسرى رسيدند . ابو عصمت به هارون گفت كه عنان نگاهدار تا وليعهد بگذرد . رشيد بايستاد تا جعفر بگذشت . و اين كدورت در خاطر رشيد بود تا اين زمان . و در روضة الصّفا مسطور است كه آن شب كه هادى فوت شد ، هارون الرّشيد سرهنگى « 3 » را با جمعى كثير به منزل جعفر بن هادى فرستاد تا او را از خواب بيدار كرده تكليف كردند تا خود را از خلافت عزل كرد . هارون به اين اكتفا نكرده على الصّباح فرمود تا جعفر در ميان انجمن به موضعى بلند برآمده و گفت : ايّها الناس ، هركه بيعت من در گردن دارد او را بحل كردم و خلافت به عمّ من هارون تعلّق دارد و مرا در آن هيچ نصيب نيست . و در اكثر تواريخ معتبره مسطور است كه هارون الرّشيد بعد از تكفين و تدفين هادى از عيسىآباد به بغداد آمده زمام مهمّات كلّى و جزئى به يحيى بن خالد برمكى بازگذاشت و يحيى به استصواب مادر رشيد ، خيزران ، فيصل مهمّات مىداد . « 4 » و در شوّال همين سال از زبيده « 5 » خاتون محمّد امين متولّد شد ؛ بعد از هفت ماه و بيست روز از تولّد مأمون . و در همين سال ، عبد الرّحمن بن معاوية بن هشام بن عبد الملك مروان كه حاكم اندلس بود ، وفات يافت . وى در مغرب سى و سه سال حكومت كرده بود و به فصاحت و سخاوت و علم و حلم متصّف و مشهور بود و در ايام سلطنت او بقاياى بنى اميّه در ملازمت او مىبودند . بعد از فوت او ،

--> ( 1 ) . مروان بن ابو حفصه شاعر دورهء عباسى در اين مورد گفته : كفى لك فخرا انّ اكرم حرّة * غذتك بثدى و الخليفة واحد لقد زنت يحيى فى المشاهد كلّها * كما زان يحيى خالدا فى المشاهد ؛ هندوشاه ، تجارب السّلف ، ص 148 . ( 2 ) . هنگامى كه هارون به خلافت رسيد ، يحيى به دستور هادى در زندان بود . هرثمة بن اعين به دستور هارون وى را از زندان آزاد كرد ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 10 ، ص 53 . ( 3 ) . نام اين سرهنگ خزيمة بن خازم بود كه با پنج هزار سوار به سراغ جعفر بن هادى رفت . ( 4 ) . ابن أثير دو بيت شعر از ابراهيم موصلى ، موسيقيدان ايرانى ، در خصوص وزارت يحيى بن خالد آورده است . ( 5 ) . نام اصلى وى « امّة العزيز » بوده و بعدا جدّش منصور دوانيقى به جهت نضارت و طراوتى كه در وى بوده او را « زبيده » ناميده است . زنى بوده نيكوكار و اخبارش را ابن خلّكان در وفيات الأعيان ( ج 2 ، ص 70 ) بتفصيل آورده است . ثعالبى نيز عقيده دارد كه زبيده با شش خليفه محرم بوده است . جدّش منصور ، عمويش مهدى ، شوهرش هارون ، پسرش امين ، پسران شوهرش مأمون و معتصم ( ترجمهء لطائف المعارف ، ص 131 ) و مترجم همين اثر از قول مؤلف محبر ( ص 404 ) تعداد خليفهء محرم با زبيده را نه نفر ذكر كرده است .