قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1363
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال صد و شصتم از رحلت خير البشر در اين سال ، هادى وفات يافت . « 1 » خلافتش يك سال و سه ماه و مدّت حياتش بيست و شش سال و كسرى . و در سبب موت هادى صاحب [ تاريخ ] گزيده چنين آورده كه روزى هادى در عيسىآباد « 2 » در ايوان قصر با نزديكان خود ايستاده بود و فرّاشى از دور ايستاده . با ندما گفت : توانم كه تيرى بر سينهء اين فرّاش زنم كه از پشتش بيرون آيد ؟ گفتند : خليفه از آن قدر اندازتر است كه از امثال اينها عاجز آيد . امّا دست به خون مسكينى نبايد آلود . هادى به سخن ايشان التفات نانموده تيرى به جانب آن فرّاش انداخت كه راست از سينهاش بيرون رفت و در ساعت بمرد . و هادى فى الحال پشيمان گشت و وارثان او را طلب داشته خشنود گردانيد . امّا حيرت الهى او را نگذاشت و همان روز در سراپاى او بثيرهاى « 3 » پيدا شد و هرچند مىخاريد تسكين نمىيافت و ساعت به ساعت ورم زياده مىشد و تعفّن پيدا كرده در همان روز وفات يافت . و از اكثر تواريخ چنين معلوم مىشود كه مادرش خيزران او را زهر « 4 » داد ؛ چنانچه از هرثمة بن أعين « 5 » كه از خواص بود ، منقول است كه شبى در وقت غير معهود قاصدى از هادى به طلب
--> ( 1 ) . ثعالى تاريخ دقيق مرگ هادى را شب شنبه شانزدهم ربيع الأوّل سال صد و هفتاد هجرى نوشته است . همان شبى كه خليفهاى مىميرد ، خليفهاى [ - هارون الرّشيد ] به خلافت مىرسد و خليفهاى ديگر [ مأمون ] به دنيا آمد ؛ - ترجمهء لطائف المعارف ، ص 193 . ( 2 ) . عيسىآباد : يكى از قصور مهدى بود . صاحب البدايه و النهايه ، ( ج 10 ، ص 149 ) گويد : و فيها ( اىّ سنة 166 ) ذهب المهدى الى قصره المسمّى بعيساباد بنى له بالاجر بعد القصر الأوّل الذى بناه باللبن فسكنه و . . . ( 3 ) . بثيره : جوش كوچك . ( 4 ) . به تصريح ابن أثير ، پيش از اين ، هادى برنج پختهء مسمومى براى مادر خويش فرستاد ، ولى خيزران از خوردن آن خوددارى كرد ؛ - الكامل ، ج 10 ، ص 46 . در باب فوت هادى نيز ؛ - تاريخ پزشكى ايران ، ص 99 . ( 5 ) . او كسى بود كه رشيد را به مقام خلافت نشاند ؛ - ابن أثير ، الكامل ، ج 10 ، ص 53 .