قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

778

تاريخ الفي ( فارسى )

زخارف دنياى غدّار كه به هيچ كس پايه‌دار نيست مغرور مشو . عمر سعد گفت : يا ابا عبد اللّه هرچه گفتى حق و صدق است ، امّا مىترسم كه اگر به خدمت تو در آيم ابن زياد منازل مرا در كوفه خراب كند . امام حسين فرمود : اى عمر ، عمارتهاى دنيا چندان محبوب نيست كه اين همه تعلّق به او توان ورزيد . اگر قصر تو را پست سازند كوشكهاى رفيع در بهشت براى تو بنا كنند ، مع هذا اگر با من باشى سرايى از آن بهتر به تو دهم . گفت : مرا در ولايت كوفه ضياع و عقار بسيار است از آن مىترسم كه ابن زياد آن را تصرّف كند . امام فرمود : اگر ضيعتت ضايع شود من تو را در حجاز مزرعه‌اى بخشم كه صد به آن ارزد . عمر سعد سر در پيش انداخت و هيچ گونه جواب نداد . امام حسين ، عليه السّلام ، فرمود كه : برو ، به فضل خداى سبحانه و تعالى اميدوارم كه بعد از من به مراد نرسى . « 1 » و آن‌چنان بود كه بر زبان آن حضرت گذشته ؛ چه بعد از اندك زمانى مختار و ابو عبيده او را و پسرش حفص ناجوانمرد را كه پدر را بر حرب امام حسين ، عليه السّلام ، تحريص و بر حكومت رى ترغيب مىكرد به قتل رسانيد . امام چون امام حسين ، عليه السّلام ، از نصيحت عمر سعد بازگشت برير بن حصين همدانى « 2 » - كه يكى از زهاد و عباد زمان بود - پيش آمد كه : اى فرزند رسول خدا چه كردى ؟ گفت : عمر سعد را نصيحت كردم ، قبول نكرد . برير گفت : من فردا بروم شايد كه پنبهء غفلت از گوش او بركشم و وعظ مرا شايد كه به سمع رضا اصغا نمايد . امام حسين فرمود : بر صوابديد تو كسى را اعتراض نيست . برير چون اجازت يافت على الصباح به لشكرگاه عمر شتافت . و او در خيمهء خود نشسته بود . برير همدانى بىاجازت درآمد و سلام نكرد و بنشست . عمر در غضب شد و گفت : يا اخا همدان تو را چه چيز مانع شد كه بر من سلام نكردى ؟ مگر من مسلمان نيستم ؟ برير گفت : حضرت رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرمود كه ألمسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه . يعنى : مرد مسلمان كسى است كه مسلمانان از دست و زبان او ايمن باشند . تو اينجا آب بر اهل بيت پيغمبر بسته‌اى و زبان به مذمّت ايشان گشوده . با فرزند رسول خدا داعيهء حرب كرده و لشكر در

--> ( 1 ) . و امام ( ع ) فرمود : مالك ذبّحك اللّه على فراشك . [ تو را چه شده است ؟ - و ] خدايت هرچه زودتر در ميان رختخوابت بكشد ؛ - پيشين . در جلد دوّم كتاب حاضر سرنوشت ذلّت‌بار عمر سعد و پسرش حفص به‌طور مشروح ذكر شده است . بدبختى عمر سعد بلافاصله پس از جريان عاشورا شروع شد و در سال شصت و پنج هجرى ، يعنى پنج سال بعد از شهادت امام حسين ( ع ) به دستور مختار ثقفى به قتل رسيد ؛ - الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 24 ؛ تاريخ طبرى و الكامل حوادث سال شصت و پنج هجرى . ( 2 ) . وى سه سال قبل از كشته شدن عثمان به دنيا آمد و پس از گذشت دوران كودكى ، در محضر على ( ع ) كسب فيض كرد و كتاب قضا و احكام را به نگارش درآورد . شيخ مفيد مىگويد چهل سال نماز صبح را با وضوى نماز شب به جا آورد .