قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1317
تاريخ الفي ( فارسى )
كه او را مبالغه كردند كه بازگردد قبول نكرد تا آنكه شب درآمد و جعفر به خواب رفت . ملازمان ابو ايّوب چون از بازگشتن او نااميد شده بودند در ساعت او را كشته در چاه انداختند و اسباب و ادوات او را بتمامه برداشته نزد ابو ايّوب آوردند . چون اسباب او را ملاحظه كرد عقد گرانمايهء منصور با كتّاب او ، كه به مادر جعفر نوشته بود ، دريافت و دانست كه قضيّه چه بوده . از كردهء خود بسياربسيار نادم گشت . امّا چه سود كه كار از دست رفته بود . القصّه ، منصور انتظار تمام داشت تا آنكه قريب به دو ماه گذشت . منصور درصدد تفتيش و تفحّص جعفر گشت تا مشخص شد كه او را ابو ايّوب به توهّم آنكه او خبث ابو ايّوب پيش خليفه كرده كشته . چون اين معنى بر منصور روشن شد در ساعت فرمود تا ابو ايّوب را گرفته و به انواع عقوبات او را معاقب گردانيده تمامى اموال و اسباب او را گرفته او را به عوض جعفر به قتل رسانيد . « 1 » و در تاريخ يافعى مسطور است كه ابو ايّوب موريانى آنچنان استقلال در وزارت منصور داشت كه گويا او حاكم على الاطلاق بود و منصور محكوم مطلق . و سبب عزل و استقلال ابو ايّوب نزد منصور آن بود كه او در اوايل حال ، وزير سليمان بن مهلّب ازدى بود و ابو جعفر منصور نيز نوكر سليمان بود « 2 » و به نيابت او بعضى محال فارس را ضبط مىنمود . تا آنكه به سليمان رسانيدند كه منصور عباسى مبلغى بسيار از مال تو تقلّب برده . پس سليمان فرمود كه منصور را تازيانهء بسيار زدند و آن مبلغ را از وى گرفتند و با وجود آن مىخواست كه او را بكشد و در آن باب مجدّ بود كه ابو ايّوب او را شفاعت كرده خلاص كرد . بنابراين ، در اين محل منصور او را وزير بالاستقلال ساخت و سليمان بن حبيب را گردن زد و آخر الأمر ، ابو ايّوب را نيز بكشت . « 3 » و از جمله وقايع اين سال ، آن است كه در بلاد افريقيه ابو حاتم عياضى و ابو عباد با سيصد و پنجاه هزار كس بيرون آمدند و ابو قرهء صفرى با چهل هزار كس به ايشان پيوست و ايشان اتّفاق نموده عمرو بن حفص را ، كه نايب منصور دوانقى بود در افريقيه و ساير بلاد مغرب ، به قتل
--> ( 1 ) . هندو شاه نخجوانى علّت قتل ابو ايوب موريانى را مربوط به خيانت وى به املاك صالح پسر ديگر منصور مىداند ؛ - تجارب السّلف ، ص 117 . و ابن خلّكان تصريح بر اين دارد كه اموال موريانى را مصادره كردند و شكنجهاش دادند و بالاخره در سال صد و پنجاه و چهار به اجل طبيعى مرد ؛ - وفيات الأعيان ، ج 2 ، ص 143 . نيز ؛ - ثعالبى ، ثمار القلوب ، ص 201 . ( 2 ) . بنا به تصريح مؤلّف تجارب السّلف ( ص 117 ) ابو ايّوب غلام منصور بوده و منصور وى را به سفّاح بخشيده بود و سفّاح نيز وى را آزاد كرده بود . ( 3 ) . بنا به قول هندو شاه نخجوانى ، ابو ايّوب موريانى سيصد هزار درم از منصور براى عمران مزرعهاى در اهواز دريافت كرد ، ولى عمارتى نكرد . دشمنان از اين ماجرا منصور را واقف ساختند و خليفه شخصا به تحقيق پرداخت . چون معلوم شد كه موريانى خيانت نموده خليفه امر داد تا او و تمامى اقارب او را كشتند و اموال را برداشتند ؛ - منبع پيشين ، ص 117 .