قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1292

تاريخ الفي ( فارسى )

كشته شده باشد و اگر محمد ، عيسى را بكشد از عيسى خلاص گردم ؛ چه ، عيسى وليعهد بود و سفّاح مقرّر كرده بود كه بعد از منصور اين عيسى خليفه باشد و منصور مىخواست كه خلافت را به پسرش مهدى بدهد . القصّه ، عيسى به اتّفاق حميد بن قحطبه و ديگر امرا متوجّه محاربه محمّد شد و استمالت‌نامه‌ها به اكابر مدينه و بعضى از بزرگان لشكر محمّد نوشت . پس بعضى از اصحاب محمّد از او متفرّق گشتند و بعضى بزرگان مدينه با محمّد گفتند كه مصلحت در آن است كه ما متوجّه مصر شويم كه در آنجا بسيارى از دولتخواهان علويان به ما ملحقّ خواهند شد و جمعيّت ما چندان خواهد شد كه لشكر منصور را با ما مقاومت نباشد . محمّد قبول نكرد و حصار مدينه را مستحكم ساخت و خندق آن را عميق كرد و چون عيسى بن موسى به مدينه رسيد جماعتى را كه با او بيعت كرده بودند گفت : ياران من ، من بيعت خود را به شما حلال كردم . هركس به هر جا كه خواهد برود . بعضى از مردم او رفتند و بيشتر از سيصد كس با او نماندند . پس محمّد با ياران خود غسل كرد و همه بوى خوش بر بدنهاى خود ماليدند . بعد از آن ، محمّد با اصحاب خود از مدينه بيرون آمده در برابر لشكر عيسى صف كشيدند . عيسى نيز صفهاى لشكر خود را آراسته در بالاى كوه سلع بايستاد و آواز برآورده گفت : يا محمّد ، لك الأمان . تو را امان مىدهم . محمّد گفت : و اللّه شما بر عهد خود وفا نخواهيد كرد . در عزّت مردن بهتر است از زندگيى كه در مذلّت بوده باشد . گويند كه محمّد زكيّه با عبد اللّه بن عامر سلمى گفت : امروز ابرى پيدا خواهد شد و بر سر ما خواهد آمد . اگر بر سر ما باران باريد ظفر و نصرت ما را خواهد بودن و اگر از ما گذشت و بر سر ايشان سايه انداخت تو خون مرا در احجار الزيت خواهى ديدن . عبد اللّه بن عامر گويد : و اللّه ، كه چنانچه او گفته بود ابرى پيدا شده بر سر ما گذشته بر سر عيسى و مردمش رفت . پس ايشان ظفر يافتند و محمّد كشته شد و من خون او را ديدم كه در احجار الزيت « 1 » ريخته بود . و از جمله وقايع اين سال آنكه ابراهيم « 2 » بن عبد اللّه المحض به امداد بعضى از شيعه در بصره ظهور نمود و قريب صد هزار كس در ظلّ رأيت او جمع شدند و او با آن لشكر عظيم

--> ( 1 ) . بنا به تصريح ياقوت حموى ، در همين مكان نماز استسقا هم برگزار مىشد ؛ - معجم البلدان . ( 2 ) . وى برادر محمّد النفس الزكيّه است كه به « قتيل باخمرى » مشهور است . باخمرى جايى است ميان واسط و كوفه . بنا به اظهار ياقوت قبر ابراهيم در اين محل ، در زمان ياقوت ، زيارتگاه بوده است . ابراهيم در لغت و شعرشناسى مهارت داشت و ديوان مفضّليّات كه امروز در ميان اهل ادب مشهور و محل مراجعه است از مختارات و منتخبات اوست . در اين خصوص ؛ - ترجمهء مقاتل الطالبين ، ص 315 .