قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1281

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال صد و بيست و هشتم از رحلت خير البشر از جملهء وقايع اين سال ، خروج سنباد « 1 » مجوسى بود و كشته شدن او . تفصيل اين قضيّه آنكه سنباد از اهل نيشابور بود و به قدر ، مكنتى داشت و در آن وقت كه ابو مسلم از قبل ابراهيم امام به خراسان مىرفت در نيشابور سنباد او را ديده آثار دولت و اقبال در ناصيهء او مشاهده كرده او را به خانهء خود برد و چندگاه به شرافت ضيافت قيام نموده از حال وى استفسار نمود . ابو مسلم اظهار ما فى الضّمير نكرد تا آنكه سنباد در اين باب مبالغه نمود و گفت : من مردىام راز دار و امين و افشاى سرّ تو نخواهم كرد . القصّه ، [ ابو مسلم ] شمّه‌اى از احوال و خيال خود به او گفت . سنباد گفت : من به فراست درمىيابم كه تو عالم را زير و زبر كنى و بسيارى از اشراف عرب و اكابر عجم را به قتل رسانى . ابو مسلم از استماع اين سخن بسيار مسرور و مبتهج گشته سنباد را وداع كرده متوجّه مرو گشت . و چون ابو مسلم على الاستقلال خراسان را متصرّف شد ، نسبت به سنباد مجوسى لوازم آشنايى را مرعى مىداشت ، تا آنكه در آن زمان ميان سنباد و اعراب خراسان جنگى واقع شد و سنباد در آن مهمّ پناه به ابو مسلم آورده از وى مدد طلبيد . ابو مسلم بعد از تحقيق آن معامله چون دانست كه حقّ به جانب سنباد است دو هزار كس به مدد وى تعيين نمود و سنباد به اتّفاق آن جماعت با عربان جنگ كرده تمامى عربان را به قتل رسانيد . بعد از آن ، با برادر خود جامه‌هاى سياه پوشيده به ملازمت ابو مسلم رفت و خدمت او اختيار نمود . و چون ابو مسلم

--> ( 1 ) . اخبار سندباد در بيشتر متنهاى كهن مانند سير الملوك ، سياستنامهء نظام الملك طوسى ، و تاريخ طبرستان ابن اسفنديار آمده است . لقب وى « اسپهبد فيروز » بود .