قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1267

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال صد و بيست و پنجم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال آنكه زياد بن صالح در ماوراء النهر فرمانى دروغ از « 1 » زبان ابو العباس ظاهر ساخت كه : ما ابو مسلم را از خراسان معزول ساخته ايالت آن ديار را به زياد بن صالح خزاعى ارزانى داشتيم . القصّه ، زياد بن صالح بر ابو مسلم ياغى شد و به واسطهء آن فرمان اكثر لشكر به او متّفق شدند و ابو مسلم از اين واقعه غافل بود و يراق تسخير ممالك ختا مىكرد و از جهت رفتن به ختا چندان لشكر جمع نموده كه محاسب وهم از حساب آن عاجز بود و همهء لشكريان را علوفه و سلاح داده خواست كه متوجّه ختا شود كه به يك ناگاه خبر ياغى شدن زياد به او رسيد . پس ابو مسلم بالضّروره ، جمعى كثير از امرا را به دفع او نامزد كرده خود متعاقب ايشان متوجّه ماوراء النهر گشت . امراى ابو مسلم پيش از آمدن ابو مسلم از آب گذشته با زياد جنگ كرده او را به قتل رسانيدند و سرش را با سر جماعتى ، كه با او متّفق بودند ، نزد ابو مسلم فرستادند . به روايت طبرى ، در اين سال سفّاح بيمار شد و از اين عالم برفت . امّا صاحب روضة الصّفا چنين آورده كه در سال صد و بيست و ششم از رحلت آن سرور ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، ابو مسلم از سفّاح رخصت حجّ حاصل كرده با هشت هزار سوار روى به سفر حجاز رفت . چون به رى رسيد چند روز توقّف نموده اموال ولايت مازندران و كوهستان آن ديار را ستانده متوجّه عراق شد . چون اين خبر به سفّاح رسيد گفت : ابو مسلم به ولايت خود مىآيد ، چه حاجت كه اين همه مردم همراه خود مىآورده باشد ؟ مع هذا ، در راه مكّه از قلّت آب جفا خواهد كشيد .

--> ( 1 ) . متن : « به » .